<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>راشل کوری</title>
<link>http://rachell.blogfa.com/</link>
<description>زندگی و نامه های شهید آزادیخواه آمریکایی &quot;راشل کوری&quot; </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 05 Feb 2007 11:17:37 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>بولدوزر قاتل، فخرفروشانه گذشت    </title>
<link>http://rachell.blogfa.com/post-9.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;بولدوزر قاتل، فخرفروشانه گذشت&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;بیشترین سهم کمک&amp;shy;های نقدی و غیرنقدی آمریکا در مقایسه با سایر کشورهای کره زمین تقدیم اسرائیل می&amp;shy;شود. این «متحد» آمریکا روزی ده میلیون دلار از محل مالیات&amp;shy;های آمریکاییان را می&amp;shy;بلعد. اما جرج بوش حاضر نشد جنایت سربازان اسرائیلی را محکوم کند. کنگره نپرسید چرا مالیات&amp;shy;های ما باید صرف کشتن شهروندان آمریکایی بشود. تنها کلامی که دولت اسرائیل در پی مرگ راشل کوری به زبان آورد یک «اظهار تأسف» خشک و خالی بود و بس؛ دردناک تر این&amp;shy;که همه تقصیر&amp;shy;&amp;shy;ها را به گردن او انداختند و وزارت خارجه آمریکا حتی یک قدم برای تحریم&amp;shy; دیپلماتیک اسرائیل برنداشت. &lt;BR&gt;کافی است مورد مشابهی در دیگر کشور&amp;shy;ها اتفاق بیفتد تا رسانه&amp;shy;های ما روزها، ماه&amp;shy;ها و سال&amp;shy;ها واقعه مذکور را زنده نگاه دارند و هزاران شرح و تفسیر و تحلیل تولید &amp;shy;کنند. ماه&amp;shy;ها از قضیه «چاندرا لوی» شنیدیم و سال&amp;shy;ها از دانشجویان «تیان آن من». مرگ دلخراش راشل کوری تنها دو روز در رسانه&amp;shy;ها منعکس شد. غیر از روزنامه&amp;shy;های ایالت واشنگتن عملاً هیچ رسانه دیگری در پیگیری این جنایت- درباره مراسم ختم و یادبود او در غزه که با دخالت تانک&amp;shy;های اسرائیلی به هم خورد، درباره عبور فخرفروشانه و با استهزاء بولدوزر قاتل از کنار مراسم، درباره مزاحمت نیروهای اسرائیلی برای آمبولانس حامل جنازه راشل، و درباره مجوز ندادن به والدین او برای سفر به فلسطین، گزارشی منتشر نکرد. &lt;BR&gt;راشل، پیام و آثار و پیامدهای مرگش عملی غیر قابل قبول و مغایر با اصول اخلاق و وجدان است. سکوت ما به معنای چراغ سبز به اسرائیل است تا کشتار غیر نظامیان، معترضین و دختران جوان را تشدید &amp;shy;کند. فردای کشته شدن راشل، ارتش اسرائیل نُُه غیر نظامی فلسطینی از جمله سه کودک را کشت. &lt;BR&gt;بار اول نیست که آمریکایی&amp;shy;ها به&amp;shy;دست اسرائیلی&amp;shy;ها تلف می&amp;shy;شوند. نیروهای اسرائیلی در نهم مارس 2002 یک زن آمریکایی 21 ساله را در حالی که کودکش را در بغل داشت کشتند. او دورگه فلسطینی - آمریکایی بود و به گمان من انعکاس نیافتنی مرگ این زن در رسانه&amp;shy;ها به سبب رگ فلسطینی&amp;shy;اش بود. &lt;BR&gt;نیروهای اسرائیلی در هشتم ژوئن1967 به ناو آمریکایی USS Liberty حمله کرده، 34تن را کشتند و 172 نفر را نیز زخمی کردند. گویی اتفاقی نیفتاده است! این واقعه را دفن کردند و در هیچ یک از کتاب&amp;shy;های تاریخ یا گزارش&amp;shy;های مربوط به خاورمیانه حتی اشاره&amp;shy;ای به آن نرفته است. به خانواده&amp;shy;های قربانیان مبلغ ناچیزی بابت مرگ پسران، شوهران، برادران و پدرانشان پرداختند. اسرائیل بعد از چند سال سردواندن بالاخره خسارت کمی به آمریکا پرداخت.&lt;BR&gt;این سخن مورخان است که اسرائیل متعاقب حمله به ناو آمریکایی به این نتیجه رسید که هر گاه و به هر نحوی بخواهد بدون ترس از کیفر یا عواقب منفی، دستش برای کشتن و معلول کردن نظامیان آمریکایی باز است.&lt;BR&gt;&amp;nbsp;مجله سوره 27 &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 05 Feb 2007 11:17:37 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=rachell&amp;postid=9</comments>
<dc:creator>rachell</dc:creator>
<guid>http://rachell.blogfa.com/post-9.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تکلیفی فراتر از وطن      </title>
<link>http://rachell.blogfa.com/post-8.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;تکلیفی فراتر از وطن&lt;/STRONG&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;BR&gt;برایان وود، عضو جنبش همبستگی بین&amp;shy;المللی&lt;BR&gt;«درنوردیدن مرزهای ملی به قصد مبارزه برای زندگی بیگناهانی که در چنگال ستمگران اسیرند.»&lt;BR&gt;این بزرگترین درسی بود که راشل کوری پس داد. او در روزهای اقامت در رفح، معنای این بند از بیانیه دادگاه جنایتکاران جنگی نورمبرگ (1950) را به&amp;shy;خوبی می&amp;shy;فهمید که: «انسان&amp;shy;ها تکالیفی جهانی دارند که مقدم بر تعهدات ملی آنهاست.» و اعتقاد به این اصول وی را تشویق کرد تا جسمش را در راه دفاع از خانه آوارگانی فقیر، مقابلد بولدوزر شصت تنی کاترپیلار آمریکایی قربانی کند.&lt;BR&gt;بعد از مرگش اگر چه دولت&amp;shy;ها سکوت کردند و رسانه&amp;shy;ها و مطبوعات خاموش ماندند، خوانندگان و شعرایی همچون ظهیرحماد و دیوید روویکس از شجاعت و ایثار او سرودند و خواندند به زبانی که اندوه را در دل بیننده و شنونده بیدار می&amp;shy;کند. چشمگیر تر از همه، غلیان عواطف فلسطینیان رفح و سایر نقاط این سرزمین پایمال شده بود. دو مراسم ختم مجزا برایش گرفتند. یک هزار نفر در رفح در حرکتی نمادین تابوتی از او بر دوش حمل کردند. ارتش اسرائیل با گاز اشک&amp;shy;آور، بمب&amp;shy;های صوتی و نفر&amp;shy;بر&amp;shy;های زرهی به استقبال مشایعت کنندگان رفت. چندین نفر بر اثر جراحات وارده در بیمارستان بستری شدند. صدها نفر نیز در غزه تابوتی را پیچیده در پرچم فلسطین به یاد او حمل کردند. یک مرکز فرهنگی در اردوگاه آوارگان رفح به نام راشل کوری تغییر&amp;shy;نام یافت تا حماسه&amp;shy;اش همواره در خاک فلسطین حک شود.&lt;BR&gt;در حمایت فلسطینیان از راشل سه نکته برجسته و خاطره&amp;shy;انگیز بود: خطری که فلسطینیان در روز برگزاری مجلس ختم او به جان خریدند؛ احترام فلسطینیان به شهروندان کشوری که ارمغانی جز ویرانی برایشان نداشته؛ و گذشتن آنها از خود برای بزرگداشت کسانی که در کنارشان ایستادگی می&amp;shy;کنند. &lt;BR&gt;مردم فلسطین مهماندوست هستند و هر آنچه برسفره داشته باشند به میهمان خود می&amp;shy;بخشند. راشل کوری نیز طعم این اخلاق زیبای آنان را در رفح چشید. فراموش نکنیم که 30% کودکان رفح دچار سوء تغذیه&amp;shy;اند، هزاران نفر بی&amp;shy;خانمان&amp;shy;اند و 70% مردمش نیز گرفتار بیکاری&amp;shy;اند.&lt;BR&gt;مرگ راشل کوری از نژادپرستی ما سفید&amp;shy;پوستان و امتیازاتی که از این رهگذر نصیبمان شده پرده برداشت.حتی ما که در فلسطین برای همبستگی با آنان گرد آمده&amp;shy;ایم در این نژاد&amp;shy;پرستی شریکیم. رنگ پوست اینان تیره است، فقیر و گرسنه&amp;shy;اند و به سبب ضعف&amp;shy;های خود یا آنچه ما برآن تحمیل کرده&amp;shy;ایم همواره در حاشیه صحنه جهانی مانده&amp;shy;اند. &lt;BR&gt;همبستگی ما با مردمی مانند فلسطینی&amp;shy;ها زمانی معنا می&amp;shy;یابد که با ساختار&amp;shy; برتر دیدن کشورهایمان مبارزه کنیم. اگر ملت&amp;shy;های برخوردار و ثروتمند گامی به عقب بنشینند، محرومین و بیچارگان فرصتی می&amp;shy;یابند تا تاریخ و تجارب خود را روایت کنند. آنگاه برزخی&amp;shy;های عالم انسانیت، که فلسطینی&amp;shy;ها اولین آنهایند، بار دیگربه عرصه وسیع عالم انسانیت راه یافته، به برابری و عدالت قدمی نزدیک خواهند شد.&lt;BR&gt;نقل سرگذشت این فعال صلح ما را به حضور وجدان&amp;shy;های بیدار در دیگر نقاط دنیا رهنمون می&amp;shy;سازد. به&amp;shy;رغم سانسور و بایکوت خبری رسانه&amp;shy;ها و مطبوعات غرب در بازتاب و پیگیری مرگ راشل کوری، دوستان، خانواده&amp;shy; و همفکران او در تلاش هستند تا به هر نحو ممکن شکایت از دولت اسرائیل را پیگیری کنند. هر چند تاکنون از دولت آمریکا همکاری شایسته&amp;shy;ای ندیده&amp;shy;اند.&lt;BR&gt;براساس نامه&amp;shy;ها و یادداشت&amp;shy;هایی که راشل از روزهای حضور خود در فلسطین نوشته، کتاب و نمایشنامه&amp;shy;ای تهیه و تنظیم شد. نمایشنامه «من راشل هستم» چند ماهی در انگلستان روی صحنه رفت. اما نوبت به آمریکا که رسید محافل صهیونیستی به&amp;shy;شدت با اجرای آن مخالفت کردند. به هر حال در پس این کشمکش&amp;shy;ها دسیسه&amp;shy;هایی نهفته است.&lt;BR&gt;&amp;nbsp;مجله سوره 27&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 05 Feb 2007 11:15:26 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=rachell&amp;postid=8</comments>
<dc:creator>rachell</dc:creator>
<guid>http://rachell.blogfa.com/post-8.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قربانی تروريسم فلسطينی </title>
<link>http://rachell.blogfa.com/post-7.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;قربانی تروريسم فلسطينی&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;BR&gt;&amp;nbsp;استیون پلاوت&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بعد از روایت سرگذشت راشل کوری، بد نیست دیدگاه یک سایت صهیونیستی را نیز درباره او و ماجرایش بخوانید: &lt;BR&gt;نخستین سالگرد فوت راشل کوری بدون جار و جنجال و هوچیگری برگزار نشد. مادر راشل و همپالکی&amp;shy;های او از تفکر چپ، مراسم نمایشی خود را با محکوم کردن به اصطلاح لجاجت و مانع تراشی اسرائیل(و آمریکا) در مسیر تحقیقات مرگ او متشنج کردند. او در تاریخ 18 مارس 2004 در نشریهBoston Globe چنین نوشت: &lt;BR&gt;«راشل از صلح طلبان غیر مسلح بود که سعی می&amp;shy;کرد مانع تخریب خانه پزشک فلسطینی، همسر و سه فرزندش شود. به اعتقاد او اقدام مستقیم و غیرخشونت&amp;shy;آمیز علیه اشغالگران اسرائیلی به نفع امنیت فلسطینی و نیز اسرائیلی&amp;shy;ها و آمریکایی&amp;shy;هاست.علت حضور راشل در آنجا محافظت از خانه یکی از اهالی رفح بود، چرا که آمریکا و اسرائیل از پذیرش پیشنهاد سازمان ملل برای اعزام ناظران بین&amp;shy;المللی حقوق بشر خودداری کرده بودند. پس این وظیفه بر زمین مانده را فعالان صلح بین&amp;shy;المللی!! بر دوش گرفتند. راشل به تخریب غیر قانونی خانه&amp;shy;ها اعتراض کرد؛ امری که آمریکا با ارسال میلیارد&amp;shy;ها دلار کمک&amp;shy;های نظامی به اسرائیل برای بولدوزر&amp;shy;ها، هلی&amp;shy;کوپترهای آپاچی، اف-16 و....... از آن حمایت می&amp;shy;کند.» &lt;BR&gt;طبق نتایج حاصل از تحقیقات اسرائیل، راشل در میدان عملیات بولدوزر مزاحمت ایجاد کرده بود و در نقطه کور خارج از میدان دید راننده قرار داشت و عبور بولدوزر از روی او کاملاً تصادفی و غیر&amp;shy;عمدی بوده است. لحن خانواده کوری در دیگر بیانیه&amp;shy;ها بسیار خصمانه بوده، اسرائیل را به دلیل ادامه اشغال سرزمین&amp;shy;های فلسطینی تقبیح کرده است.&lt;BR&gt;تکلیف ما با این «جهاد» خانواده کوری چیست؟ لازم است برای کسانی که به فراموشی دچار شده&amp;shy;اند، مواردی را یادآوری کنم: &lt;BR&gt;راشل کوری، دانشجوی فعال فناتیک، جوانی از ایالت واشنگتن بود که با تروریسم خاورمیانه و آدمکشان فلسطینی اعلام همبستگی کرد. بدین نیت که دنیا را جای بهتری برای زندگی کند. او به جنبش همبستگی بین&amp;shy;المللی پیوست که یک گروه آنارشیست کمونیستی است و صراحتاً از تروریسم فلسطینی حمایت می&amp;shy;کند. کوری در نوار غزه بساطی پهن کرد که او و رفقای جنبشی&amp;shy;اش هر روز از آنجا به اذیت و آزار و تحریک نیروهای اسرائیلی پرداخته، مزاحم عملیات ضد تروریستی ارتش اسرائیل می&amp;shy;شدند. آنها برای کمک به تروریست&amp;shy;ها و در واقع دفاع از آنها موانعی در جاده&amp;shy;ها درست می&amp;shy;کردند تا جلوی تحرک نیروهای اسرائیلی را بگیرند. جنبش همبستگی بین&amp;shy;المللی حمایت از حق فلسطینیان در توسل به تروریسم را بارها تکرار کرده است.&lt;BR&gt;بولدوزر ارتش اسرائیل می&amp;shy;خواست خانه&amp;shy;هایی را که مأمن تروریست&amp;shy;ها بود و ساختمان&amp;shy;هایی را که از طریق تونل&amp;shy;های مخفی، در زیر آنها سلاح و مواد منفجره از مصر به رفح آورده می&amp;shy;شد، خراب کند، اما راشل کوری سد راه این عملیات شد. یکی از این خانه&amp;shy;ها همان خانه&amp;shy;ای است که به ادعای والدین کوری متعلق به یک پزشک بیگناه است. کوری و رفقای جنبشی&amp;shy;اش وظیفه مراقبت از تونل&amp;shy;های زیرزمینی غزه را بر عهده داشتند. او خود را در موقعیتی قرار داد تا بیرون از میدان دید راننده بولدوزر باشد و براثر این حرکت ناشیانه به زیر شنی سنگین ماشین کشیده شد و سرانجام در آمبولانس سازمان آزادیبخش فلسطین یا بیمارستان جان داد. جنبش همبستگی بین&amp;shy;المللی گزارش&amp;shy;هایی از «شاهدان عینی» در این باره منتشر کرد که معلوم شد همه آنها ساختگی&amp;shy; هستند. کوری پیش خود حساب کرده بود اگر راننده متوجه مانع تراشی او در دسترسی به تروریست&amp;shy;ها بشود، عقب&amp;shy;نشینی می&amp;shy;کند؛ راشل در محاسبه&amp;shy;اش میدان دید کوچک راننده بولدوزر را حساب نکرده بود. &lt;BR&gt;حالا راشل کوری شده شهید مقدس چپ&amp;shy;های حامی تروریسم و ژاندارک تروریست&amp;shy;های فلسطینی. دوستان جنبشی&amp;shy;اش قتل اورا عمدی دانسته بهانه&amp;shy;ای به دست حرکت«اسرائیل را بکوبید» و یهود&amp;shy;ستیزان سراسر دنیا داده&amp;shy;اند تا مشروعیت اسرائیل را زیر سوال ببرند. سازمان آزادیبخش فلسطین نام او را مایه برکت خود می&amp;shy;داند و او را شهید مبارزه با دیوار امنیتی اسرائیل معرفی کرده است؛ غافل از این&amp;shy;که ساخت دیوار امنیتی بعد از مرگ او آغاز شد. &lt;BR&gt;در میانه تبادل آتش نیروهای اسرائیل و تروریست&amp;shy;های فلسطینی، اعضای جنبش همبستگی بین&amp;shy;المللی خود را حایل می&amp;shy;کردند و عده&amp;shy;ای از آنان نیز مجروح می&amp;shy;شدند. آغازگر تیراندازی&amp;shy;ها سازمان آزادیبخش فلسطین بود.تام هرندال از دیگر اعضای این جنبش است که در میانه تیراندازی&amp;shy;ها کشته شد. جنبش کوشید با راه&amp;shy;اندازی حرکتی جهانی، سربازی را که به او شلیک کرد جنایتکار و شیطان&amp;shy;صفت نشان دهد، اما معلوم شد آن تیرانداز از اعراب بدوی ساکن اسرائیل بوده که در ارتش اسرائیل خدمت می&amp;shy;کرده است. &lt;BR&gt;والدین راشل کوری دست به انتقام جویی زده، دنیا را برای محکومیت عمل اسرائیل و «قربانی» جلوه دادن دخترشان به&amp;shy;دست اشغالگران اسرائیلی زیر پا گذاشتند. آنها و دیگر حامیان جنبش تلاش کرده&amp;shy;اند بر&amp;shy;ضد شرکت کاتریپلار به علت فروش ماشین&amp;shy;آلات به اسرائیل، از جمله بولدوزر&amp;shy;هایی که دخترشان به میل و اراده خود به زیر آن رفت، تحریمی را سازمان&amp;shy;دهی کنند. والدین راشل کوری، مصرانه مدعی&amp;shy;اند که دخترشان برای ترویج روش&amp;shy;های بدون خشونت به فلسطین رفته بود، اما عملکرد او و دوستان جنبشی&amp;shy;اش خلاف این را ثابت کرد. سایت رسمی ISM، «مبارزه مسلحانه» فلسطینیان را که مترادف با کشتار کودکان اسرائیلی است تأیید می&amp;shy;کند.&lt;BR&gt;کوری چوب حماقت خود را خورد. او برای اشاعه تروریسم فلسطینی و جلوگیری از محافظت اسرائیل از شهروندانش به غزه رفته بود و جانش را در راه محافظت از تونل غیرقانونی خانه&amp;shy;های تروریست&amp;shy;های فلسطینی تلف کرد. این تونل&amp;shy;ها مسیر انتقال مهمات از مصر به غزه برای عملیات تروریستی انتحاریون بود. صورت لهیده او بعد از بیرون آوردن جنازه&amp;shy;اش از زیر بولدوزر و عکسی که او را در حال آتش زدن پرچم اسرائیل نشان می&amp;shy;دهد، ماندگارترین تصاویری است که از او در اینترنت و دیگر نقاط پخش کرده&amp;shy;اند. &lt;BR&gt;مجله چپ&amp;shy;گرای Mother Jones او را یک بی&amp;shy;شعور فریب&amp;shy;خورده خطرناک دانست. نتایج تحقیقات ارتش اسرائیل اقدام عمدی او به خودکشی را ثابت کرد. جیمز تارانتو، نویسنده وال استریت ژورنال پیشنهاد داده که جایزه «ابله ترین آدم سال» را به راشل کوری برای انگولک کردن یک بیل مکانیکی بزرگ اهدا کنند. &lt;BR&gt;جنبش همبستگی بین&amp;shy;المللی را نباید تشکیلات ساده&amp;shy;ای فرض کرد. اعضایش در قلمرو اسرائیل فعالانه با تروریست&amp;shy;ها همکاری کرده&amp;shy;اند. سلاح&amp;shy;های تروریست&amp;shy;ها و خود آنها در مقر اعضای جنبش مخفی می&amp;shy;شوند. دو بمب&amp;shy;گذار انتحاری مسلمان از انگلستان در پوشش «فعالان صلح» به اسرائیل آمده بودند تا کافه&amp;shy;ای را در تل&amp;shy;آویو به خاکستر تبدیل کنند.محل اختفا و هماهنگی عملیات این دو نفر دفاتر منطقه&amp;shy;ای و محلی جنبش بود.&lt;BR&gt;جنبش و سازمان آزادیبخش فلسطین همچون یک روح در دو بدن هستند(بدین ترتیب راشل کوری در مقام عضوی از این سازمان کشته شد). اعضای دردسرساز جنبش، در جریان ساخت حصار و دیوار امنیتی اسرائیل خرابکاری کرده&amp;shy;اند تا راه برای کشتار کودکان و سایر غیرنظامیان اسرائیلی به&amp;shy;دست آدمکشان فلسطینی باز باشد.&lt;BR&gt;با وجود این و به&amp;shy;رغم حمایت صریح و آشکار جنبش از تروریسم، همچنان از معافیت&amp;shy;های مالیاتی آمریکا تحت عنوان «سازمان خیریه» بهره&amp;shy;مند بود و بذل و بخشش&amp;shy;های هنگفت جنایتکاران که چپ&amp;shy;گراهای حامی تروریست&amp;shy;ها را زیر پروبال خود می&amp;shy;گیرند به جیبشان سرازیر می&amp;shy;شود.مطبوعات لیبرال آمریکا به&amp;shy;قدری با جنبش مدارا می&amp;shy;کنند که گویی یک«گروه صلح» است. بزدلی بیش از حد دولت اسرائیل و ترس از بازتاب منفی در مطبوعات، نگذاشته تا اعضای جنبش را پی کار خود بفرستند. ISM به اسرائیل اعتراض می&amp;shy;کند،از این طرف به آنها اجازه داده&amp;shy;اند داخل قلمرو اسرائیل دست به تحریک و تحرکات خود بزنند و این گواهی است بر آزاداندیشی و مدارای دولت اسرائیل. همین اعضای جنبش که از خانه&amp;shy;های بمب&amp;shy;گذاران انتحاری در نوار غزه و کرانه باختری محافظت می&amp;shy;کنند، هرگز جرأت نمی کردند با مانع شدن بر سر راه نیروهای آمریکایی، که صدام را در سوراخی در تکریت دستگیر می&amp;shy;کردند، جان خود را به خطر اندازند. والدین راشل کوری به دیگر دانشجویان فریب&amp;shy;خورده توصیه نمی&amp;shy;کنند برای محافظت از خانه&amp;shy;های تروریست&amp;shy;های عراقی که در محاصره نیروهای آمریکایی افتاده&amp;shy;اند به نجف و فلوجه بروند و«اشغال» عراق را محکوم کنند. اگر این انقلابیون جین پوش و جوجه آپارتمانی&amp;shy;های مارکسیست در عملیات ضد تروریستی در هر نقطه&amp;shy;ای از دنیا غیر از اسرائیل مداخله می&amp;shy;کردند، قطعاً بی&amp;shy;رحمانه تکه تکه می&amp;shy;شدند. &lt;BR&gt;سال گذشته رسانه&amp;shy;های غربی از کوری و سایر حامیان جنبش همبستگی بین&amp;shy;المللی قهرمان ساختند. هربار اسرائیل می&amp;shy;کوشد با خراب کردن خانه یک بمب گذار انتحاری یا فرو&amp;shy;ریختن خانه&amp;shy;هایی که پوشش تونل&amp;shy;های نقل وانتقال اسلحه یا کارگاه&amp;shy;های تولید موشک هستند نفس تروریست&amp;shy;ها را بگیرد، روزنامه&amp;shy;های اروپایی و روزنامه&amp;shy;های لیبرال آمریکا دوباره به یاد راشل کوری می&amp;shy;افتند و قصه او را زنده می&amp;shy;کنند. بی&amp;shy;بی&amp;shy;سی، اکونومیست، New&amp;shy; States man و وزارت خارجه انگلستان گستاخانه&amp;shy;ترین حملات خود را در تقبیح تخریب خانه&amp;shy;های تروریست&amp;shy;ها نثار اسرائیل کردند. روی انگلستان عمداً انگشت می&amp;shy;گذارم، زیرا چند روز پیش، دولت این کشور خانه قاتل دو کودک انگلیسی را منفجر کرد! &lt;BR&gt;شهر سوهام در ساحل غربی رود گریت اوز واقع در شرق انگلستان است. قاتلی به نام یان‌هانتلی دو دختربچه مدرسه&amp;shy;ای را کشته بود. اهالی شهر برای پیشگیری از تکرار این عمل و هشدار به قاتلین و کودک&amp;shy;آزاران احتمالی، خانه آن قاتل را تخریب کردند. وجود خانه او یاد&amp;shy;آور جنایتی هولناک بود و می&amp;shy;بایست از روی زمین محو شود.&lt;BR&gt;تروریست&amp;shy;دوست&amp;shy;های جنبش کجا بودند؟ چرا برای اثبات صلح&amp;shy;دوستی و فداکاری&amp;shy; از خانه قاتل آن دختر محافظت نکردند؟ چرا این ولگرد&amp;shy;های «اسرائیل کوب» در اعتراض به این عمل به خیابان&amp;shy;ها نریختند؟ چرا کسی این نقض حقوق بشر را به دیوان بین&amp;shy;المللی لاهه گزارش نکرد، یا از بلژیکی&amp;shy;ها نخواست حکم جلب بلر را صادر کنند؟ والدین راشل کوری کجا بودند؟ &lt;BR&gt;دنیس پراگر، ستون نویس، چندی بعد از مرگ راشل خطاب به والدین او نوشت: &lt;BR&gt;«المپیا! برای والدین راشل کوری رخت عزا بر تن کن؛ اما تحریر سرگذشت قدیسین را به ما بسپار. راشل کوری در راه مبارزه مسلحانه با اسرائیل جان داد. و سرانجامی این چنین یافت: او احمقی بدرد بخور و قربانی دیگری برای تروریسم فلسطینی بود. از این بهتر نمی&amp;shy;شد.....»&lt;BR&gt;&amp;nbsp;مجله سوره 27&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 05 Feb 2007 11:14:29 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=rachell&amp;postid=7</comments>
<dc:creator>rachell</dc:creator>
<guid>http://rachell.blogfa.com/post-7.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شهروند آمریکایی با خون فلسطینی  </title>
<link>http://rachell.blogfa.com/post-6.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;شهروند آمریکایی با خون فلسطینی&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;BR&gt;&amp;nbsp;ع.ف.آشتیانی&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&amp;nbsp;راشل کوری دختري آمریکایی است که از زندگی مرفه خود در المپیای واشنگتن دست کشید و به همراه تنی چند از دوستان همفکرش به خطرناک&amp;shy;ترین نقطه دنیا، به رفح، آمد تا مانع تخریب خانه&amp;shy;های فلسطینیان بدست سربازان اسرائیلی بشود و در این راه جان خود فدا كرد. &lt;BR&gt;خبرگزاری&amp;shy;ها، شبکه&amp;shy;های تلویزیونی و مطبوعات آمریکا و اسرائیل طبق روال معمولشان خیلی گذرا از کنار آن گذشتند. ما روایت حادثه مرگ راشل کوری را از زبان ژوزف اسمیت که به همراه او به فلسطین آمد بازگو می&amp;shy;کنیم: تاریخ روایت ماه مارس 2003 است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;من ژوزف اسمیت هستم؛ 21 ساله و اهل کانزاس از ایالت میسوری آمریکا. دو ماه است که به عضویت جنبش همبستگی بین&amp;shy;المللی در آمده، در رفح مستقر شده&amp;shy;ام و قصد دارم دو ماه دیگر نیز بمانم. به&amp;shy;محض مراجعت به آمریکا در هر زمان و مکان که بتوانم شرح وقایع فلسطین و رفح را به گوش مردم رسانده، خواهم کوشید با تظاهرات و اجرای برنامه&amp;shy;های مختلف، هموطنانم را از مصائب مردم فلسطین و تبعیض&amp;shy;های نژادی و جنگ&amp;shy;ها آگاه سازم.&lt;BR&gt;جنبش همبستگی بین&amp;shy;المللی(International Solidarity Movement) از تشکل&amp;shy;های حامی مردم فلسطین است که آغوش خود را به روی داوطلبان تمام کشور&amp;shy;های دنیا – که برای مبارزه با اشغالگران قایل به توسل به شیوه&amp;shy;های مقاومت بدون خشونت هستند- گشوده است؛ ما در میان مردم فلسطین حاضر شده&amp;shy;ایم و از ظلمی که از ارتش اسرائیل براین مردم می&amp;shy;رود گزارش&amp;shy;های دست&amp;shy;اول تهیه می&amp;shy;کنیم. هدف ما همبستگی با این مردم است، در درد و رنج آنان شریکیم و خطر&amp;shy;هایی را که هر روز و هر شب از همه سو به آنان هجوم می&amp;shy;آورد، به جان می&amp;shy;خریم تا به دنیا ثابت کنیم هستند کسانی که با دل کندن از زندگی راحت به خاطر فلسطینیان به این سرزمین می&amp;shy;آیند. &lt;BR&gt;تلاش ما ایجاد ارتباط بین مردم فلسطین وجهان خارج است. در واقع از رابطه&amp;shy;ها، رسانه&amp;shy;های بین&amp;shy;المللی و سفارتخانه&amp;shy;هایمان برای عطف توجه مردم جهان به مصائب فلسطینیان استفاده می&amp;shy;کنیم. خود نیز شاهد و ناظر نقض گسترده حقوق بشر از سوی اسرائیل هستیم و این موارد را به کمک سازمان&amp;shy;های رسمی حقوق بشر به ثبت می&amp;shy;رسانیم. بعضی وقت&amp;shy;ها جز ما چند نفر، هیچ یک از تشکل‌ها و سازمان&amp;shy;های بین&amp;shy;المللی در منطقه حضور ندارند و به طریق اولی در رفح نیز شاهد چنین بی&amp;shy;مهری&amp;shy;هایی هستیم. رسانه&amp;shy;های بین&amp;shy;المللی و مقامات سازمان ملل جرأت اقامت و فعالیت در این جا را ندارند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;و اکنون شرح ساعت به ساعت وقایع&lt;BR&gt;روز یکشنبه 16 مارس -ساعت 13-11&lt;BR&gt;ما به دو گروه تقسیم شده بودیم. گروهی را، که سپر انسانی برای محافظت از کارگران چاه آب بودند، به تل&amp;shy;سلطان فرستاده بودیم و گروه دوم نیز مراقبت از کارگران برق حی&amp;shy;السلام را برعهده داشتند. این دو منطقه به دلیل نزدیکی به مرز از هیچ امنیتی برخوردار نیست، زیرا تانک&amp;shy;های گشتی اسرائیل به&amp;shy;محض روئیت فلسطینی&amp;shy;ها، حتی کارگران غیر نظامی و کودکان در حال بازی را به گلوله می&amp;shy;بندند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;13.30-13 &lt;BR&gt;همقطارانم در حی&amp;shy;السلام متوجه عبور دو بولدوزر و یک تانک ارتش اسرائیل از مرز و تعرض به منطقه غیر نظامی فلسطین شدند. آنان به سمت مزارع و بناهای آسیب&amp;shy;&amp;shy;دیده رفتند و شروع به تخریب آنها کردند. خانه&amp;shy;های نزدیک مرز به&amp;shy;شدت در معرض تهدید و خطر بودند، برای همین سه تن از اعضای جنبش روی بام خانه&amp;shy;ای ایستادند و دوستان دیگرشان را فراخواندند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;14-13.30 &lt;BR&gt;من و یکی از آنان به سمت خانه دویدیم. بولدوزرها از پیشروی به سوی خانه&amp;shy;ای که بر بامش ایستاده بودیم دست کشیدند؛ برای اختلال در عملیات بولدوزرها به&amp;shy;آرامی به سویشان رفتیم و در میدان دیدشان نشستیم. بعد روی بام خانه نیمه&amp;shy;مخروبه&amp;shy;ای که در معرض تهدید بود، ایستادیم.&lt;BR&gt;بولدوزر قصد تخریب خانه نیمه&amp;shy;مخروبه را داشت؛ دوست اسکاتلندی&amp;shy;ام کنار خانه جست&amp;shy;وخیز می&amp;shy;کرد تا مانع تخریب آنجا شود. &lt;BR&gt;راشل و دو همقطار دیگرمان که در کنار چاه آب مراقبت می&amp;shy;کردند با یک پلاکارد و بلندگو به ما پیوستند. راشل و آن اسکاتلندی کت&amp;shy;های نارنجی&amp;shy;رنگ براق راه راه به تن داشتند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;15-14&lt;BR&gt;یک خبرگزاری، سفارتخانه&amp;shy;های آمریکا و انگلیس را از رفتار تهاجمی بولدوزرهای ارتش اسرائیل و به خطر افتادن جان شهروندان آمریکایی و انگلیسی با&amp;shy;خبر کرد. اماآنها اقدامی نکردند. &lt;BR&gt;بولدوزر تقلا می&amp;shy;کرد تا آن خانه نیمه مخروبه را فرو بریزد و ما همچنان سد راهش بودیم. ناگهان یک ستون بتونی کنار دوست اسکاتلندی&amp;shy;مان فرو ریخت که خوشبختانه آسیبی به او نرسید. از ترس آنکه مبادا اسرائیلی&amp;shy;ها دو خانه پشت این بنای نیمه&amp;shy;مخروبه را هدف بگیرند یک نفر را روی بام خانه&amp;shy;ها مستقر کردم و خود نیز بر بام نزدیکترین خانه ایستادم.&lt;BR&gt;بولدوزر دیگر می&amp;shy;خواست گیاهان مزرعه&amp;shy;ها را نابود کند که راشل و دو نفر دیگر سد راهش شدند. راننده برای ترساندن راشل و همراهانش به پیشروی ادامه داد و حتی شروع به شکافتن زمین کرد، که خوشبختانه نزدیکی آنها ترمز کرد و آنها آسیبی ندیدند. بعد از ده دقیقه، بولدوزرها به سمت مرز عقب نشستند و کنار تانک&amp;shy;های اسرائیلی رو به خانه&amp;shy;ها موضع گرفتند. من روی بام ایستاده بودم. بقیه همقطارانم در حالی که پلاکارد «جنبش همبستگی بین&amp;shy;المللی» را بالای سر داشتند در مقابل تجهیزات ارتش جمع شدند و راشل با بلند گو با آنها شروع به صحبت کرد.&lt;BR&gt;از دهان سربازان تانک، حرف&amp;shy;های رکیک بیرون می&amp;shy;آمد و از ما می&amp;shy;خواستند که برویم رد کارمان. چند تیر هشدار به زمین شلیک کردند و گاز اشک آور انداختند که با وزش باد به سمت شرق پراکنده شد. از رویارویی ما با بولدوزر&amp;shy;&amp;shy;ها چند دقیقه&amp;shy;ای می&amp;shy;گذشت که ناگهان تغییر مسیر داده&amp;shy;، به سمت شرق راندند. پنج نفر از همقطاران ما به تعقیب بولدوزر پرداختند. من و یکی دیگر از بام خانه پایین آمدیم. راشل همچنان داشت با بلندگو با سربازان صحبت می&amp;shy;کرد. سربازان قصد داشتند او را به تانک نزدیک کنند، ولی راشل به علت رفتار بی&amp;shy;نزاکت و تهاجمی آنها، امتناع کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;16-15 &lt;BR&gt;از دور دیدیم بولدوزرها دوباره به خاک فلسطین تعرض کرده، شش تن از دوستان ما سعی می&amp;shy;کنند جلوی آنها را بگیرند. بنابر&amp;shy;این تانک را به حال خود گذاشتیم و به دوستان پیوستیم. در این گیرو دار، یک همقطار آمریکایی به نام «ویل» به کپه&amp;shy;ای از سیم خاردار کوبیده شد.شانس آورد که بولدوزر ترمز کرد و به موقع عقب کشید. لباسش به سیم&amp;shy;خاردار گیر کرده بود که به کمک ما خلاص شد. تانک به نزدیکی ما آمد. سربازی سرش را از برجک آن بیرون آورد؛ چشمانش ناگهان گرد شد؛ گویی انتظار نداشت «ویل» را زنده ببیند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;45/16-16&lt;BR&gt;روی ساختمان&amp;shy;های مخروبه رفتیم تا نگذاریم بولدوزرها به زمین&amp;shy;های فلسطینی‌ها آسیب برسانند. رانندگان بولدوزر&amp;shy;ها فحش می&amp;shy;دادند، می&amp;shy;خندیدند و شکلک در&amp;shy;می&amp;shy;آوردند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;17-45/16&lt;BR&gt;یکی از اهالی رفح پزشکی بود که راشل و سایر دوستان ما اغلب در خانه او اقامت می&amp;shy;کردند. بولدوزری به سمت خانه او آمد. راشل سر راه نشسته بود. از روی بلندی به خوبی می&amp;shy;توانستیم دوروبرمان را ببینیم. راشل کت نارنجی براق به تن داشت و در فاصله حدود 15متری بولدوزر روی زمین نشسته بود. در این اثنا مثل بقیه همقطارانمان، که توانسته بودند بولدوزرها را به عقب نشینی وادار کنند، شروع به جنب وجوش و فریاد کرد.&lt;BR&gt;بولدوزر همچنان جلو می&amp;shy;آمد و در نزدیکی راشل خاک را زیرورو می&amp;shy;کرد. تلی از خاک که با بیل بولدوزر کنده شده بود شکل گرفت. اگر همانجا ترمز کرده بود شاید در نهایت پاهایش می&amp;shy;شکست. اما بولدوزر با پیشروی خود، راشل را به زیر کشید. &lt;BR&gt;به طرف بولدوزر دویدیم. داد و فریاد راه انداختیم. یکی از دوستان با بلندگو فریاد می&amp;shy;کشید؛ اما راننده همچنان بی&amp;shy;اعتنا به داد و قال ما به پیش راند و راشل را کاملاً زیر گرفت. سپس بدون آنکه بیل را بلند کند، دنده عقب گرفت و همین&amp;shy;طور که به خط مرزی باز می&amp;shy;گشت راشل را روی زمین خردوخمیر کرد.&lt;BR&gt;سه نفر به طرف راشل دویدند و بی&amp;shy;درنگ کمک&amp;shy;های اولیه را شروع کردند. بدنش آش و لاش، صورتش خونین و پوستش کبود شده بود. با صدای ضعیف و حلقومی گفت: «کمرم شکست!» دیگر از او چیزی نشنیدیم. او را به پهلو خواباندیم تا در صورت استفراغ یا خونریزی، خفه نشود.&lt;BR&gt;علائم خونریزی مغزی را تشخیص دادیم. سرش را بالا گرفتیم و دائم با او حرف می&amp;shy;زدیم تا هوشیاری&amp;shy;اش حفظ شود. بولدوزری که در فاصله سی متری از ما کار می&amp;shy;کرد دست کشید و به سمت مرز عقب نشست و در نزدیکی بولدوزر قاتل توقف کرد. تانک به ما نزدیک شد تا اوضاع را بررسی کند. نعره&amp;shy;زنان گفتیم بولدوزر از روی دوستم عبور کرده و او می&amp;shy;میرد. اما دریغ از کلامی که از دهان سربازان بیرون بیاید. نه کمک کردند و نه سوالی پرسیدند. با بیسیم پیام&amp;shy;هایی ردوبدل کردند و بدون عقب&amp;shy;نشینی میان دو بولدوزر توقف کردند.&lt;BR&gt;یکی از همقطارانم به خانه دکتر دوید تا او را برای کمک بر بالین راشل بیاورد و آمبولانس خبر کند. ما با تلفن‌های همراه خود نمی&amp;shy;توانستیم شماره اورژانس را بگیریم. به سربازان اطلاع دادیم آمبولانس فلسطینی در راه است تا به سویش تیر&amp;shy;اندازی نکنند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;15/17-17&lt;BR&gt;آمبولانس رسید. امدادگران با به خطر انداختن جانشان از آمبولانس بیرون آمدند و برای انتقال راشل دوان دوان به نوار مرزی رفتند. ما نیز همچون سپر انسانی نگذاشتیم تیراندازان تانک به امدادگران آسیب برسانند؛ قبلا بارها مرتکب این عمل شده بودند. &lt;BR&gt;از بولدوزر&amp;shy;ها عکس گرفتیم، اما تصویربرداری از راننده به خاطر شیشه&amp;shy;های دودی اتاقک بولدوزر ممکن نشد. راشل را به آمبولانس رساندند. چشمانش باز بود و هنوز نفس می&amp;shy;کشید. اما آثار درد شدید از سیمایش پیدا بود. چهار همقطارم راشل را تا بیمارستان «النجار» همراهی کردند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;20/17&lt;BR&gt;جسد راشل را که رویش ملافه سفیدی بود از اورژانس خارج کرده، مرگ او را به همه اعلام کردند.&lt;BR&gt;«تمام شد» &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;محمد، از دوستان ما و عضو قابل اعتماد جنبش، در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده، بغض راه گلویش را بسته بود، گفت: «تمام کرد.» نمی توانستم مرگ سریع راشل را باور کنم. حیرت&amp;shy;زده و مبهوت به دیوار تکیه دادم و ناگهان مانند دیگران بغضم ترکید و شروع به گریه کردم. محمد به یکی از شبکه&amp;shy;&amp;shy;&amp;shy;های تلویزیونی بین&amp;shy;المللی این حادثه دلخراش را خبر داده بود. &lt;BR&gt;و اما بعد......&lt;BR&gt;من و راشل در یک کالج تحصیل می&amp;shy;کردیم. اما آشنایی ما دورادور بود. روزی که به من ایمیل زد و گفت قصد دارد یکسره به رفح بیاید بسیار خوشحال شدم. ملحق شدن عضوی جدید برای مدتی طولانی به ما به&amp;shy;خصوص شخصیتی متعهد و ایثارگر چون راشل تصادفی هیجان&amp;shy;انگیز وغيرقابل تصور بود.&lt;BR&gt;راشل به نیت اقامت دو یا چند ماهه به رفح آمد. اما انگیزه و رویای بزرگتری در سر می&amp;shy;پروراند: خواهرخواندگی رفح با المپیا در آمریکا. در صورت تحقق این آرزو، افراد وموسسات هر دو شهر، مدارس و مراکز آموزشی، بیمارستان&amp;shy;ها، صاحبان حرفه&amp;shy;ها و مشاغل و..... در ارتباط اختصاصی دوسویه به یکدیگر خدمات‌رسانی کرده، تعامل می&amp;shy;کنند. المپیا با چند شهر دنیا چنین ارتباط&amp;shy;هایی دارد. &lt;BR&gt;راشل با ده&amp;shy;ها فرد و سازمان در رفح تماس گرفت تا موافقت آنها را با اعزام گروه&amp;shy;هایی از المپیا به این منطقه و متقلابلآً استقرار گروه&amp;shy;هایی از اهالی رفح در المپیا بگیرد. رویای زیبایی بود که من به یاد او برای عملی ساختنش تلاشی پیگیرانه خواهم کرد.&lt;BR&gt;خلاقیت و ابتکار از خصوصیات راشل بود. در المپیا هرساله رژه&amp;shy;ای با شرکت نمایندگان نژادها، طبقات، گرایش&amp;shy;های سیاسی ودیگر اقشار جامعه به نام «راه&amp;shy;پیمایی‌گونه&amp;shy;ها» برگزار می&amp;shy;شود که هر شرکت‌کننده&amp;shy;ای اندیشه، اعتقادات، انگیزه&amp;shy;ها و مرام خود را در قالب عروسک&amp;shy;هایی در ابعاد، رنگ&amp;shy;ها و شکل&amp;shy;های دلخواه معرفی می&amp;shy;کند. در آوریل 2002 راشل تصمیم گرفت گروهی را با لباس کبوتر در اعتراض نمادین به جنگ افغانستان، عراق و تمام جنگ&amp;shy;ها در این رژه شرکت دهد. برای هماهنگی نیز تماس&amp;shy;هایی گرفت، ایمیل&amp;shy;های فراوانی فرستاد، کارگاه&amp;shy;هایی به راه انداخت و چندین تابلو درست کرد.&lt;BR&gt;هفت هفته اقامت او در رفح تأثیر شگرفی بر مردم این دیار برجای گذاشت. عده زیادی برای نمایش عمق اندوه خود در تشییع جنازه&amp;shy;اش شرکت کردند. کودکان رفح از او خاطرات خوشی به یاد دارند. تنقلاتی به آنان می&amp;shy;داد و گاهی نیز همبازی&amp;shy;شان می&amp;shy;شد.&lt;BR&gt;رابطه&amp;shy;اش با پزشک فلسطینی، همسر و فرزندانش نزدیک و صمیمانه بود، و همیشه به او اصرار می&amp;shy;کردند نزدشان بماند.ما اقامت در خانه&amp;shy;هایی را در امتداد مرز با اسرائیل که بیش از دیگر نقاط در معرض خطر و تهدید بودند انتخاب می&amp;shy;کردیم. تا آن زمان، هفتصد خانه را در رفح توسط اسرائيلي‌ها تخریب شده بود. &lt;BR&gt;سربازان اسرائیلی مرتباً با تانک در مرز گشت می&amp;shy;زنند و بسیاری اوقات بی&amp;shy;آنکه کسی به سویشان تیر یا سنگ انداخته باشد، بی&amp;shy;هدف به خانه&amp;shy;ها و خیابان&amp;shy;ها تیر&amp;shy;اندازی می&amp;shy;کنند. ما پارچه&amp;shy;نوشته&amp;shy;های عریض و بزرگ روی خانه&amp;shy;ها نصب می&amp;shy;کنیم. شاید که این کار آنها را از تیراندازی کور و اقدام به تخریب خانه&amp;shy;ها منصرف سازد. در صورت لزوم، از نورافکن، اسباب و لوازم شب تاب و براق و بلندگو برای اطلاع حضور خودمان به نیروهای اسرائیلی استفاده می&amp;shy;کنیم. &lt;BR&gt;راشل برای روز بین&amp;shy;المللی اقدام در ماه مارس، تظاهراتی را در اعلام همبستگی با مردم عراق در رفح ترتیب داد که صدها بلکه هزاران فلسطینی با وجود هوای نامساعد، در آن شرکت کردند. «جنگ با عراق را متوقف کنید»، «جنگ با رفح را متوقف کنید» شعار پلاکاردهای او بود.&lt;BR&gt;رفيق ما در مراقبت از غیرنظامیان فلسطینی به&amp;shy;ویژه کارکنان و کارگران چاه اصلی آب رفح، که اسرائیلی&amp;shy;ها تخریب کرده بودند، کم نمی&amp;shy;گذاشت. حتی در اوقاتی که تانکی در اطراف پرسه نمی&amp;shy;زد گاهی در کنار کارگران می&amp;shy;ماند و خود را سپر بلای آنان می&amp;shy;کرد تا مرمت چاه تمام شود. &lt;BR&gt;از دولت و دولتمردان آمریکا دل کنده&amp;shy;ایم و چشم امید به اقدامی شایسته از آنها نداریم. استخوانهای راشل زیر شنی و بیل مکانیکی بولدوزر ساخت شرکت چندملیتی آمریکایی کاترپیلار خرد شد. از مجموعه کمک&amp;shy;های خارجی آمریکا به کشور&amp;shy;های دنیا یک چهارمش به اسرائیل و عمدتاً در قالب تجهیزات نظامی اعطا می&amp;shy;شود. &lt;BR&gt;قاره آفریقا مسکن ده&amp;shy;ها میلیون انسان نیازمند و قحطی زده است. ولی کمک&amp;shy;هایی که به این مردم می&amp;shy;شود در قیاس با دریافت باج و خراج نجومی اسرائیل شش میلیونی از آمریکا همچون وزن پشه در برابر فیل است. به&amp;shy;جرأت ادعا می&amp;shy;کنیم مساعدت&amp;shy;های مالی آمریکا به اسرائیل به مراتب بیشتر از بودجه&amp;shy; تخصیص&amp;shy;یافته به پنجاه ایالت آمریکاست. سربازان اسرائیلی با گلوله&amp;shy;های تفنگ&amp;shy;های ام-16 آمریکایی سینه فلسطینی&amp;shy;ها را می&amp;shy;شکافند، و با هلی&amp;shy;کوپتر&amp;shy;های آپاچی و جنگنده&amp;shy;های اف-16 آمریکایی موشکها و راکتها را برخانه&amp;shy;های فلسطینیان می&amp;shy;بارند. &lt;BR&gt;سفارت آمریکا از نیت خصمانه سربازان اسرائیلی درباره ما مطلع بود. اما سکوت کرد. قطعاً این نوع واکنش&amp;shy;های منفعلانه در آینده نیز تکرار خواهد شد. &lt;BR&gt;شاید دولت آمریکا اظهار تأسف کند. اما دفاع از اسرائیل برایش ارجحیت دارد.از طرفی، مسببان این حادثه غم&amp;shy;انگیز را گروهی جوان بی&amp;shy;مسئولیت و احساساتی معرفی خواهد کرد. مطمئن نیستیم تحقیقاتی در این باره در حال انجام باشد؛ نه کسی با ما تماس گرفته نه کسی از منطقه و محل وقوع جنایت دیدن کرده است. &lt;BR&gt;در گرامیداشت مرگ راشل به رسم و سنت فلسطینی&amp;shy;ها عمل کردیم. آنها از عکس راشل پوستر درست کرده&amp;shy;اند و او را شهید می&amp;shy;گویند. ما هم در نقاطی که راشل رفت و آمد می&amp;shy;کرد پوسترهایش را نصب کرده ایم. &lt;BR&gt;امیدواریم مرگ راشل توجه دنیا را به خشونت&amp;shy;های دد&amp;shy;منشانه اسرائیل جلب کند، زیرا چگونگی قتل او دلیلی محکمه&amp;shy;پسند است بر کشتن غیرنظامیان و افراد بی&amp;shy;سلاح به&amp;shy;دست اسرائیلی&amp;shy;ها. &lt;BR&gt;فلسطینیان می&amp;shy;گفتند: «تو خارجی بودی، اکنون از مایی.»&lt;BR&gt;&amp;nbsp; مجله سوره 27&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 05 Feb 2007 11:12:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=rachell&amp;postid=6</comments>
<dc:creator>rachell</dc:creator>
<guid>http://rachell.blogfa.com/post-6.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تصاویری از شهید راشل کوری</title>
<link>http://rachell.blogfa.com/post-5.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;تصاویری از شهید راشل کوری&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;راشل در دوران کودکی&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.omjp.org/child.jpg&quot; align=baseline border=3&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;راشل در دوران کودکی&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=309 src=&quot;http://judicial-inc.biz/rachel_in_gaza.jpeg&quot; width=410 border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;راشل به همراه دوستانش در اعتراض به کشتار فلسطینیان&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.omjp.org/rachelwellISMa.jpg&quot; align=baseline border=3&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;راشل به همراه دوستانش در اعتراض به کشتار فلسطینیان&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;راشل در حال جلوگیری از تخریب خانه فلسطینی ها&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.omjp.org/rachelbulldozer2ISM.jpg&quot; align=baseline border=3&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;راشل در حال جلوگیری از تخریب خانه فلسطینی ها&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=249 src=&quot;http://judicial-inc.biz/rachel9.jpg&quot; width=383 border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;بی توجهی بولدوزر اسرائیلی به راشل&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;&lt;IMG height=329 src=&quot;http://judicial-inc.biz/rachel8.jpg&quot; width=499 border=0&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;&lt;IMG height=342 src=&quot;http://judicial-inc.biz/rachelcorrie.jpeg&quot; width=410 border=0&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;&lt;IMG height=300 src=&quot;http://judicial-inc.biz/rachel10.jpg&quot; width=383 border=0&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;&lt;IMG height=266 src=&quot;http://judicial-inc.biz/rachel19.jpg&quot; width=399 border=0&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;&lt;IMG height=354 src=&quot;http://judicial-inc.biz/peace7.jpeg&quot; width=501 border=0&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;&lt;IMG height=350 src=&quot;http://judicial-inc.biz/rachel_corrie_dead.jpeg&quot; width=260 border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;&lt;IMG height=344 alt=&quot;  Ein Freiwilliger der &apos;Internationalen Solidaritätsbewegung&apos; (ISM)&amp;#13;&amp;#10;&amp;#9;&amp;#9;  hält Rachel Corries US-Pass hoch. Der Aktivist daneben hat einen&amp;#13;&amp;#10;&amp;#9;&amp;#9;  Schock. Diese Szene spielte sich im Al-Najjar-Hospital in Rafah /&amp;#13;&amp;#10;&amp;#9;&amp;#9;  Okkupiertes Gaza ab. Rachel Corrie war von einem israelischen Bulldozerfahrer&amp;#13;&amp;#10;&amp;#9;&amp;#9;  getötet worden, als sie gegen den Abriß eines palästinensischen Hauses protestierte. (Mohammad Al-Moghair)&quot; src=&quot;http://www.muslim-markt.de/Palaestina-Spezial/geschichtechronik/images/corrie2.jpg&quot; width=480 v:shapes=&quot;_x0000_i1026&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;&lt;IMG height=247 src=&quot;http://judicial-inc.biz/rachsdel20.jpg&quot; width=372 border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;و ... شهادت مظلومانه راشل کوری &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;در زیر شنی سرد و سخت بولدوزرهای آمریکایی اهدایی به اسرائیل&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=410 src=&quot;http://judicial-inc.biz/parents_3.jpeg&quot; width=284 border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;&lt;STRONG&gt;پدر و مادر راشل کوری&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 10 Aug 2006 08:26:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=rachell&amp;postid=5</comments>
<dc:creator>rachell</dc:creator>
<guid>http://rachell.blogfa.com/post-5.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نامه های راشل</title>
<link>http://rachell.blogfa.com/post-4.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;نامه های راشل&lt;BR&gt;شهادتی صميمانه از آنچه بر فلسطين می رود&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN class=newslid&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://rachel-corrie.com/thedayisraelmurderedpeace.htm&quot; target=top&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 309px; HEIGHT: 357px&quot; height=303 src=&quot;http://rachel-corrie.com/rachel.jpg&quot; width=235 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;روز شانزدهم ماه مارس ۲۰۰۳، يکی از اين گروههای طرفدار صلح به نام (جنبش همبستگی بين المللی) در غزه می خواست در مقابل سربازان اسرائيلی بايستد و مانع خراب کردن خانه ها بشود. &quot;راشل کوری&quot; دختر آمريکايی بيست و سه ساله، يکی از اعضای اين گروه بود که وقتی يک تانک اسرائيلی به سوی خانه ای می رفت، خود را به مقابل خانه رساند و روی زمين نشست. رانندهء بولدوزر برای اينکه او را از آنجا براند، خاک و سنگ بر سرش ريخت اما راشل همچنان استوار، بر جا نشست. راننده، بولدوزر را به حرکت درآورد و با قساوت تمام او را زير چرخهای خود گرفت و از روی پيکر او رد شد. &lt;BR&gt;آن روز، دو هفته بود که راشل در فلسطين به سر می برد و توسط &quot;ای. ميل&quot; و تلفن با خانواده اش ارتباط داشت. آنچه در زير می آيد سه نامه از آخرين يادداشتهايی است که راشل، برای مادرش نوشته و در آن از رنج مردم فلسطين و از بزرگواری و مهرورزی آنها می گويد و از شقاوت و بيرحمی ارتش اسرائيل. نامه های او شهادتی است عينی و از سر صدق، از آنچه بر فلسطين می رود.&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&lt;BR&gt;۲۰ فوريه ۲۰۰۳ &lt;BR&gt;مامان، &lt;BR&gt;امروز، ارتش اسرائيل در جاده غزه، چندين خندق کند، و دو پست اصلی بازرسی که در اين جاده بود بسته شده است. معنی اش اينست که دانشجويان فلسطينی که می خواستند در ترم جديد دانشگاه ثبت نام کنند، ديگر نمی توانند به آنطرف بروند، مردم نمی توانند سر کارشان بروند، و آنها که در آنطرف بودند، گير افتاده اند و نمی توانند به خانه هايشان برگردند. گروههای داوطلب بين المللی هم که در کرانهء غربی رود اردن هستند نمی توانند به ديدارهايشان ادامه بدهند. ما، می توانيم به آنطرف برويم، به شرط اينکه از &quot;سفيد&quot; بودنمان به عنوان يک امتياز استفاده کنيم! البته ممکن هم هست که در هر حال دستگير و از اينجا اخراج بشويم. هيچيک از افراد گروه حاضر نيست دست به چنين ريسکی بزند. &lt;BR&gt;نوار غزه حالا به سه قسمت تقسيم شده. صحبت از &quot;اشغال مجدد غزه&quot; می شود، اما فکر نمی کنم اين، عملی شود، به نظر من، چنين کاری از جانب اسرائيل، از نظر جغرافيای سياسی، بسيار احمقانه است. بيشترين احتمال، به نظرم، افزايش شبيخونهای ريز و درشت است، البته دور از چشم تيزبين جهانيان و خشم و نفرت آنها، و احتمالا تحت پوشش طرح معروف &quot;جابجايی جمعيت&quot;. اشغال مجدد غزه، با اعتراضات و خشم و نفرتی روبرو می شود به مراتب بيشتر از کشتارهايی که به دستور شارون در طول مذاکرات صلح صورت گرفت. طرح شارون برای غصب زمينها و ايجاد مستعمره های تازه [شهرکهايی که اسرائيل در خاک فلسطين و با غصب زمينهای فلسطينيها می سازد و مهاجرين يهودی را در آن سکنا می دهد.] در همه جا در حال اجراست و آرام آرام ولی مطمئن، تمام امکانات خودمختاری فلسطينيها را از بين می برد. &lt;BR&gt;من فعلا در رفح می مانم و خيال ندارم به طرف شمال بروم. نسبتا احساس امنيت می کنم و بيشترين احتمال در صورت يک حمله و شبيخون بزرگ، دستگيريست. &lt;BR&gt;می دانی، حالا من با تعداد زيادی فلسطينی آشنا هستم که با مهربانی بسيار از من مراقبت می کنند. من يک سرماخوردگی کوچک پيدا کرده بودم و آنها با دادن آب ليمو به مداوای من کمک کردند. زنی که کليد خوابگاه ما را در اختيار دارد، هميشه از من احوال تو را می پرسد. او يک کلمه انگليسی نمی داند ولی هميشه حال تو را می پرسد و می خواهد مطمئن باشد که من به تو تلفن می کنم. &lt;BR&gt;با بوسه برای تو، بابا، سارا، کريس، و همه &lt;BR&gt;&amp;nbsp;۲۷ فوريه ۲۰۰۳ &lt;BR&gt;دوستت دارم. دلم واقعا برايت تنگ شده. شبها کابوسهای وحشتناکی می بينم، تانکها و بولدوزرها را می بينم که دور خانه را گرفته اند و من و تو هم داخل خانه هستيم. گاه، آدرنالين نقش بيحس کننده بازی می کند. &lt;BR&gt;در چند هفته اخير، غروبها يا در طول شب اوضاع را ذهنم مرور می کنم. من واقعا برای اين مردم نگرانم. ديروز، پدری دست دو بچه اش را گرفته بود و در تيررس تانکها، تفنگچيها، بولدوزرها و جيپهای ارتشی می گشت و می خواست آنها را از آنجا دور کند چون فکر می کرد خانه اش را با ديناميت منفجر می کنند. من و &quot;جنی&quot; همراه چند زن و دو بچه کوچک داخل خانه مانديم. در واقع، اين ما بوديم که، به خاطر يک اشتباه در ترجمه، اين گمان را برای او ايجاد کرده بوديم که خانه اش منفجر خواهد شد. در حقيقت، سربازان اسرائيلی می خواستند يک تلهء انفجاری را از راه دور منفجر کنند، تله ای را که احتمالا مبارزان فلسطينی قبلا کار گذاشته بودند. در همينجا بود که، روز يکشنبه، حدود ۱۵۰ مرد فلسطينی را در يکجا جمع کرده بودند و در حاليکه تفنگهای سربازان اسرائيلی بالای سرشان آمادهء شليک بود، تانکها و بولدوزرها ۲۵ گلخانه و مخزن پرورش گل را خراب کردند، يعنی جايی را که ممر معاش ۳۰۰ نفر بود. تله، درست روبروی گلخانه ها قرار داشت، درست در نقطه ای که تانکها از آنجا وارد می شدند. من از ديدن آن مرد که فکر می کرد اگر با دو بچه اش از خانه خارج شود و آنطور در تيررس تانکها بچرخد بيشتر در امان است، وحشت کرده بودم. من واقعا می ترسيدم که آنها کشته شوند، و برای همين سعی کردم خودم را بين آنها و تانک حايل کنم. اين مسايل هر روزه پيش می آيد. اما ديدن آن پدر که با دوتا بچهء کوچولويش در بيرون سرگردان بود و بی نهايت غمگين به نظر می رسيد، برايم لحظهء بخصوصی را ساخته بود، شايد برای اينکه می دانستم که اشتباه ما در ترجمه بوده که باعث شده او از خانه اش بيرون برود. &lt;BR&gt;من خيلی روی حرفهايی که تو در تلفن گفتی؛ دربارهء اينکه خشونتهای فلسطينيها کمکی به حل قضيه نمی کند، فکر کردم. دو سال قبل شش هزار نفر از اهالی رفح در اسرائيل کار می کردند، اين کارگران، امروز فقط ششصد نفرند. و از اين ششصد نقرهم، بسياری شان از اينجا رفته اند چون سه پست بازرسی بين اينجا و اشکلون (نزديکترين شهر اسرائيل) داير کرده اند که يک فاصلهء چهل دقيقه ای را که راه هر روزهء کارگران بوده، تبديل کرده به يک مسافرت دوازده ساعته و در واقع غيرممکن. به اضافه، رفح که در سال ۱۹۹۹ به عنوان سرچشمهء رشد اقتصادی شناخته می شد، امروز کاملا ويران است: پيست فرودگاه بين المللی غزه خراب و فرودگاه بسته شده، مرزهای تجاری که با مصر وجود داشت، حالا پر از تفنگداران ويژه و سربازان اسرائيلی است که در راه به کمين می نشينند، راه رسيدن به دريا، طی دو سال اخير با ايجاد پست بازرسی و ايجاد مستعمرهء &quot;گوش کاتفی&quot; مسدود شده است. از شروع انتفاضه تا کنون ششصد خانه در رفح خراب شده، اکثريت ساکنان اين خانه ها هيچ ارتباطی با مبارزان نداشتند، فقط، در نزديک مرز زندگی می کردند. فکر می کنم، حتی از نظر رسمی، می توانيم بگوئيم که امروز، رفح فقيرترين نقطهء دنياست، در حاليکه در گذشتهء نزديک، در اينجا يک طبقهء متوسط وجود داشت. اخيرا شواهدی به دست آورده ايم که در گذشته، کشنيهايی که می بايد گلهای غزه را به سمت بازارهای اروپا ببرند، هفته ها برای کنترل امنيتی در معبر &quot;ارض&quot; منتظر می ماندند. به راحتی می توانی تصور کنی که شاخه های گل که بعد از دو هفته معطلی در کشتی به بازار می رسند چه وضعی دارند و چه بازاری می توانند پيدا کنند. سرانجام هم، بولدوزرها آمدند و اين مردم را از باغ و باغچه شان جدا کردند. &lt;BR&gt;چه چيز برای اين مردم مانده؟ اگر پاسخی داری به من بگو. من ندارم. اگر هر کدام از ما زندگی آنها را می ديديم؛ می ديديم که چطور آسايش و رفاه از آنها سلب شده، می ديديم که چطور با بچه هايشان در جاهايی شبيه انبار و پستو زندگی می کنند؛ اگر اين چيزها برای خودمان پيش می آمد و می دانستيم که، سربازها، تانکها و بولدوزرها می توانند هر لحظه برسند و تمام گلخانه هايی را که طی زمان ساخته ايم خراب کنند، خودمان را بزنند و همراه ۱۴۹ نفر ديگر، ساعتها و ساعتها بازداشت کنند، فکر کن، آيا برای دفاع از خودمان و از چيزهای اندکی که برايمان مانده، از هر وسيله ای، حتی خشونت آميز، استفاده نمی کرديم؟ به نظر من چرا. من به اين فکر می کنم، بخصوص وقتی باغ و باغچه های گل و ميوه را می بينم که خراب شده، درختهای ميوه را می بينم که بعد از سالها زحمت، شکسته و نابود شده است. چقدر طول می کشد روياندن و بزرگ کردن گياهی و اين کار به چه اندازه عشق و محبت نياز دارد. معتقدم که در شرايط مشابه، اکثريت مردم، هر طور که بتوانند، از خود دفاع می کنند. فکر می کنم عمو &quot;گريچ&quot; همين کار را می کند. فکر می کنم مادر بزرگ هم اينکار را می کند. فکر می کنم خودم هم خواهم کرد. از من می خواهی که از مقاومت بدون خشونت حرف بزنم. ديروز، وقتی آن تله منفجر شد، شيشه های تمام خانه های مسکونی اطراف فرو ريخت. ما داشتيم چای می نوشيديم و من می خواستم با آن دوتا کوچولو بازی کنم. &lt;BR&gt;تا الان، اوقات سختی را گذرانده ام. تحمل اينهمه محبت و مهربانی برايم بسيار دشوار است، آنهم از جانب مردمی که مستقيما با مرگ رو در رو هستند. &lt;BR&gt;می دانم که در آمريکا، همه چيز اينجا اغراق آميز به نظر می رسد. صادقانه بگويم، گاه، ملاطفت مطلق اين مردم که حتی در همان زمان که خانه و زندگی شان درهم کوبيده می شود، مشهود است، برای من سوررئاليستی است. برايم غيرقابل تصور است که آنچه در اينجا می گذرد، می تواند در دنيا پيش بيايد بدون اينکه اغتشاش و آشوب و جنجال عمومی در پی داشته باشد. اينها قلبم را به درد می آورد، همانطور که در گذشته هم برايم دردناک بود. چه چيزهای شنيعی که اجازه می دهيم در جهان بگذرد. &lt;BR&gt;بعد از اينکه با هم حرف زديم، به نظرم آمد که تو حرفهای مرا بطور کامل باور نمی کنی. البته فکر می کنم اينطوری بهتر است، به خاطر اينکه من، روحيهء انتقادی و مستقل را از همه چيز بالاتر می دانم و در ضمن فهميده ام که در مقابل تو، نيازی ندارم که آنچه را فکر می کنم توجيه کنم. و برای اين، دلايل زيادی هست، از جمله اينکه می دانم تو هم در تحقيقات خودت مستقل هستی. با اينهمه، در مورد کاری که می کنم نگرانم. &lt;BR&gt;مجموعهء شرايطی که در بالا سعی کردم توضيحشان بدهم، و خيلی چيزهای ديگر، بتدريج چيزی را می سازد؛ اغلب پنهان اما عظيم و سنگين: يعنی حذف و تخريب قابليت گروه خاصی از مردم برای ادامهء بقاء و زنده ماندن. اين چيزی است که من در اينجا شاهدش هستم. قتل و کشتار، حمله های موشکی، مرگ بچه ها با گلوله، اينها قساوت است. و وقتی همهء اينها را يکجا در ذهنم جمع می کنم، از احتمال فراموش شدن آن وحشت می کنم. اکثريت غالب اين مردم، حتی اگر از نظر اقتصادی امکان گريز از اينجا را داشته باشند، حتی اگر واقعا بخواهند دست از مقاومت بردارند و خاک خود را رها کنند و بروند (و اين، به نظر می رسد کوچکترين هدف سفاکيهای شارون است)، نمی توانند. برای اين که حتی نمی توانند برای تقاضای ويزا به اسرائيل بروند، و برای اينکه کشورهای ديگر اجازه ورود به آنها نمی دهند (نه کشور ما و نه کشورهای عربی). برای همين است که من فکر می کنم وقنی تمام امکان زنده بودن فقط در يک وجب جا (غزه) خلاصه می شود و از آن نمی توان خارج شد، می توانيم از &quot;نسل کشی&quot; حرف بزنيم. شايد تو بتوانی معنی &quot;نسل کشی&quot; را، طبق قوانين بين المللی تعريف کنی. من الان آنرا در ذهن ندارم. اما من، اينک بهتر می توانم آن را تصوير کنم، البته اميدوارم. فکر می کنم تو می دانی که من دوست ندارم از اين کلمات سنگين استفاده کنم. ولی واقعا سعی می کنم آنرا تصوير کنم و بگذارم ديگران خودشان نتيجه گيری کنند. و با اينحال، همچنان به توضيح و تشريح موقعيت ادامه می دهم. &lt;BR&gt;من فقط می خواهم برای مادرم بنويسم و به او بگويم که من شاهد اين نسل کشی تاريخی و حيله گرانه هستم، که واقعا وحشت دارم، که مدام اعتقاد عميق خود را به انسانيت و شفقت انسان مورد سئوال قرار می دهم. اينها بايد متوقف شود. فکر می کنم چقدر خوب است که همهء ما، همهء کارهای ديگر را رها کنيم و زندگی خود را وقف اين کار کنيم. اصلا فکر نمی کنم که اين کار اغراق است. من هنوز هم دوست دارم برقصم، دوست پسر داشته باشم و با دوستان و همکارانم شادی کنم و بخندم. ولی در عين حال می خواهم که اينها متوقف بشود، بيرحمی و شقاوت. اين چيزی است که حس می کنم. من احساس تااميدی می کنم. من متأسفم که اين پستی و دنائت جزو واقعيتهای جهان ماست، و اينکه ما، در عمل در آن شرکت می کنيم. اين، آنی نيست که من برايش به دنيا آمدم، اين، آنی نيست که مردم اينجا برايش به دنيا آمده باشند، اين، دنيايی نيست که تو و بابا آرزويش می کرديد؛ وقتی تصميم گرفتيد مرا داشته باشيد. &lt;BR&gt;اين، آنی نيست که من وقتی به درياچهء &quot;کاپيتال&quot; نگاه می کردم، می گفتم &quot;اينست دنيای بزرگ! و منهم در آنم&quot;. من دوست ندارم بگويم که می توانم در اين دنيا در آسايش به سر ببرم و بدون هيچ نگرانی و در بيخبری کامل از شرکت خودم در اين &quot;نسل کشی&quot;، زندگی کنم. &lt;BR&gt;باز هم انفجار بزرگی در دوردست. &lt;BR&gt;وقتی از فلسطين برگردم، با کابوسهايم دست به گريبان خواهم بود و احساس گناه خواهم کرد از اينکه در اينجا نمانده ام. اما می توانم خود را در کار زياد غرق کنم. آمدن به اينجا يکی از بهترين کارهايی است که تا بحال انجام داده ام. خواهش می کنم وقتی به نظر خل می آيم، يا اگر ارتش اسرائيل گرايشات نژادپرستانه خود را، که می خواهد &quot;سفيد&quot;ها را زخمی نکند، کنار بگذارد، علت آنرا شرافتمندانه به اين تعبير کن که من در ميانهء يک &quot;نسل کشی&quot; هستم که خودم هم بطور غيرمستقيم از آن حمايت می کنم و دولت من در آن مسئوليت زيادی دارد. &lt;BR&gt;دوستت دارم، همانطور که بابا را. متأسفم از اين که نامهء بدی نوشته ام. &lt;BR&gt;خوب، الان آدم جالبی که کنار من است کمی نخود به من داده، بايد آنها را بخورم و تشکر کنم. &lt;BR&gt;راشل &lt;BR&gt;۲۸ فوريه ۲۰۰۳ &lt;BR&gt;&amp;nbsp;مامان، ممنونم که به آخرين &quot;ای. ميل&quot; من جواب دادی. به اين ترتيب من می توانم از شما و همهء آنها که نگران من هستند خبر داشته باشم. بعد از اينکه آن نامه را برای تو نوشتم، به مدت ده ساعت از گروه خودم جدا ماندم. اين مدت را در ناحيهء &quot;حی سلام&quot; در يک خانواده گذراندم. آنها کابل تلويزيون داشتند و مرا به شام مهمان کردند. دو اتاق جلويی خانهء آنها عملا غيرقابل استفاده است چون ديوارهايش با توپ و خمپاره سوراخ شده است. حالا همهء خانواده؛ پدر و مادر و سه بچه، در يک اتاق می خوابند. من روی زمين، پهلوی کوچکترين دخترشان که اسمش ايمان است، خوابيدم. ما دو نفر يک لحاف داشتيم. ديشب، کمی به اين دختر برای انجام تکاليف انگليسی اش کمک کردم و بعد هم همگی فيلم &quot;پت سيمتری&quot; را نگاه کرديم که فيلم ترسناکی بود. به نظر همه شان عجيب می رسيد که ديدن اين فيلم برای من دشوار بود. &lt;BR&gt;جمعه روز تعطيل است و وقتی بيدار شدم، آنها &quot;گومی بيرز&quot; را که به زبان عربی دوبله شده، تماشا می کردند. با آنها صبحانه خوردم و وقتی با بچه ها روی بستهء رختخوابها نشستم و تلويزيون نگاه کردم، ياد کارتن روزهای شنبه افتادم. بعد از آن، پياده به سمت &quot;بارازيل&quot; راه افتادم. جايی که نضال، منصور، رفعت، مادر بزرگشان و همه آن فاميل بزرگی که با مهربانی مرا پذيرفته بودند، زندگی می کنند. (يکروز، مادر بزرگ يک داستان مصور در بارهء دخانيات، به زبان عربی، داد من بخوانم در حاليکه با انگشت به رنگ سياه شال خودش اشاره می کرد. به نضال گفتم به او بگويد که مادر من خيلی خوشحال می شود اگر بداند کسی کتابی به من می دهد درباره اينکه چطور دود ريه هايم را خراب می کند.). در اردوگاه ناصريه، زن برادر او را هم ديدم و مدتی با بچهء کوچولويش بازی کردم. زبان انگليسی نضال هر روز بهتر می شود. او تنها کسی است که مرا &quot;خواهر من&quot; خطاب می کند. او دارد به مادرش هم ياد می دهد که وقتی مرا می بيند به انگليسی بپرسد &quot;حالت چطوره؟&quot;. &lt;BR&gt;ما هر روز صدای تانکها و بولدوزرها را می شنويم، از خيلی نزديک. اما اين مردم همبستگی و برادری زيادی با هم دارند، همينطور با من. وقتی با دوستان فلسطينی هستم کمتر احساس وحشت می کنم تا وقتی که می خواهم به عنوان يک ناظر حقوق بشر يا خبرنگار يا مبارز واکنش نشان بدهم. اين مردم نمونه خوبی هستند برای اين که آدم ياد بگيرد که چطور در راههای طولانی و سخت مقاومت کند. می دانم که اين شرايط، با شدت و ضعف کوناگون بر آنها حادث می شود (و سرانجام هم می تواند نابودشان کند)، ولی از قدرت آنها در حفظ و نشان دادن شرف انسانی شان حيرت می کنم. در شرايط فوق العاده دشواری که به سر می برند می خندند، سخی و بخشنده هستند، زندگی خانوادگی را حفظ می کنند، و اينهمه، با حضور مداوم مرگ... &lt;BR&gt;حالا، بعد از اين صبح خوبی که گذراندم، حالم کمی بهتر است. گاه، وقتی فکر می کنم که ما تا چه حد قادريم بدی کنيم، از همه چيز نااميد می شوم و تا بحال هم وقت زيادی را برای نوشتن و توضيح اين نااميديها و سرخوردگيها گذرانده ام. اما حالا بايد بگويم که قدرت و ظرفيت آدمی را برای خوب بودن، حتی در موقعيت های دشوار شناخته ام و اين را قبلا نمی دانستم، فکر می کنم نام دقيق آن بزرگواری و مناعت است. &lt;BR&gt;دوست دارم شما هم روزی اين آدمها را ملاقات کنيد. شايد، با کمی شانس، اين روز پيش بيايد. &lt;BR&gt;راشل کوری&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 02 Aug 2006 05:11:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=rachell&amp;postid=4</comments>
<dc:creator>rachell</dc:creator>
<guid>http://rachell.blogfa.com/post-4.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بيانيه جنبش همبستگي بين المللي در رابطه با قتل دانشجوي آمريكايي توسط ارتش اسرائيل</title>
<link>http://rachell.blogfa.com/post-3.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;بيانيه جنبش همبستگي بين المللي &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;در رابطه با قتل دانشجوي آمريكايي توسط ارتش اسرائيل&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;امروز راشل كوري زن 23 آمريكايي متولد المپيا در واشنگتن كه از داوطلبين جنبش همبستگي بين المللي بود در نوار غزه توسط ارتش اسرائيل به قتل رسيد. راشل بر سر راه يك بولدوزد كه به طرف او مي آمد ايستاده بود. وقتي بولدوزر از توقف خودداري كرد او از خرابه هايي كه جلوي آن جمع شده بود بالا رفت تا با توجه به اين كه ژاكت فلوروسنس نيز به تن داشت مستقيم مقابل چشم راننده قرار بگيرد .&lt;BR&gt;بولدوزر به پيشرفت خود ادامه داد تا او زير خرابه ناشي از ويراني از چشم پنهان شد. پس از ناپديد شدن او راننده به پيشروي ادامه داد تا درست بر بالاي پيكر او قرار گرفت راننده تيغ بولدوزر را عقب نكشيد و پيكر راشل توسط آن درهم شكسته شد بعد راننده عقب رفت بطوري كه بطور مشخص از روي پيكر او رد شود .هفت تن فعالين ديگر به طرف پيكر راشل دويدند. يك آمبولانس او را به بيمارستان النجار رساند كه راشل آنجا چشم از دنيا فروبست .&lt;BR&gt;ارتش اسرائيل مداوما خانه هاي فلسطيني ها را با بولدوزر ويران مي كند ..... جنبش همبستگي بين المللي از جامعه مي خواهد سكوت خود را در برابر نقض وحشيانه حقوق بشر توسط اسرائيل بشكند. &lt;BR&gt;شهروندان بين المللي در فلسطين سعي مي كنند از جان مردم و حقوق انساني آنها دفاع كنند دقيقا به اين دليل كه نهادهاي بين المللي حاضر به انجام اين كار نيستند. دهها فلسطيني بطور سيستماتيك روزانه به قتل مي رسند، و امروز يك مدافع زيبا و با وجدان آمريكايي حقوق بشر به خاطر حفاظت از يك خانواده فلسطيني به قتل رسيد... ما از دولت ايالات متحده مي خواهيم كه در زمينه اين ماجرا تحقيقات مستقل به عمل آورد تا معلوم شود دولت اسرائيل 2/2 ميليارد دلار كمك نظامي را كه ما ساليانه به اين دولت مي دهيم چگونه مصرف مي كند. پول و اسلجه آمريكا روزانه توسط نظاميان اسرائيل براي كشتار شهروندان بيگناه به كار مي رود. بولدوزري كه راشل كوري را به قتل رساند يك بولدوزر كاترپيلار بود .&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;بيانيه پدر و مادر راشل ، كري و سيدني كوري&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&amp;nbsp;‏‏ما اكنون در حال سوگواري هستيم و تلاش مي كنيم جزئيات مربوط به مرگ راشل در نوار غزه را به دست بياوريم. ما فرزندانمان را طوري پرورش داديم كه زيبايي هاي جامعه جهاني و خانواده را پاس بدارند و افتخار مي كنيم كه راشل توانست بر اساس باورهايش زندگي كند. او سرشار از عشق و احساس وظيفه نسبت به همنوعانش در همه جاي جهان بود. و او جانش را براي دفاع از آنها كه خود بي دفاع هستند گذاشت راشل از نوار غزه براي ما مي نوشت و ما مايليم تجارب او را از زبان خودش در رسانه ها منتشر كنيم .&lt;BR&gt;16 مارس ‏2003&lt;BR&gt;با سپاس &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;راشل کوري هم مثل فلسطيني ها زندگي کرد&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;متن زير پس از ملاقات ادوارد سعيد با خانواده وی و در باره مرگ او و مسائل موجود فلسطين و جامعه عرب نوشته شده است.&lt;BR&gt;اوايل ماه مه امسال براي چند سخنراني به « سياتل » رفته بودم. در طي اقامت کوتاهم در آنجا شبي&amp;nbsp; با خواهر و والدين « راشل کوري» که هنوز از شوک قتل او توسط بولدوزرهاي اسرائيلي در« غزه » در 16 مارس امسال بيرون نيامده بودند، ملاقات کردم. آقاي «کوري» به من گفت که او خود بولدوزر مي رانده است، البته نه بولدوزر 60 تني که توسط کارخانه « کاترپيلار» که مخصوص تخريب منازل ساخته شده است ، بولدوزر دخترش را که شجاعانه براي جلوگيري از تخريب خانه يک فلسطيني در « رفاه» تلاش مي کرد به قتل رساند.&lt;BR&gt;در ملاقاتم با خانواده کوري دو مسئله توجه ام را شديدا به خود جلب کرد. يکي داستاني بود که در باره بازگرداندن جسد دخترشان به آمريکا تعريف مي کردند. آنها بلافاصله با سناتورهاي انتخابي شان، «پتي موري» و« مري کانت ول »، که هر دو دموکرات هستند تماس گرفته و ماجراي قتل دخترشان را تعريف کردند و عکس العمل هاي قابل پيش بيني مثل ابراز انزجار، شوک ، خشم و قولي براي رسيدگي به ماجرا نيز دريافت کردند. دو سناتور پس از بازگشت به واشنگتن ديگر با خانواده «کوري » تماس نگرفته و هيچ رسيدگي انجام نشد. همانطور که قابل پيش بيني بود لابي طرفدار اسرائيل ماجرا را از ديدگاه خود براي آنان توضيح داده و آنان را قانع کرده بودند که مسئله را پي گيري نکنند. شهروندي آمريکائي توسط سربازان کشوري ديگر که ظاهرا دوست آمريکا است کشته مي شود و هيچ پي گيري و سوالي در مورد مرگ وي صورت نمي گيرد.&lt;BR&gt;اما نکته دوم و براي من شايان اهميت بيشتر، داستان حرکت&amp;nbsp; اين دختر جوان که شجاعانه و ارزشمند است بود. او در شهر کوچک« المپيا» در جنوب «سياتل» به دنيا آمده وبه گروه بين المللي «حرکت همبستگي» پيوسته و براي همراهي با رنج مردمي که هيچگاه آنان را ملاقات نکرده بود به «غزه» مي رود. خواندن&amp;nbsp; نامه هاي او به خانواده اش در باره زندگي روزمره در فلسطين بسيار جالب است، بخصوص وقتي که با سادگي ، محبت و توجهي&amp;nbsp; که فلسطينيان به او ابراز مي کنند را توصيف مي کند. با او مثل خودي ها رفتار مي کنند، چون او هم مثل خود فلسطيني ها زندگي کرده و شريک مشکلات و دغدغه هاي آنان بوده و وحشت زندگي در مناطق اشغالي و تاثيرات منفي آن در کودکان را همه روزه تجربه مي کند.&lt;BR&gt;او سرنوشت آوارگان را و آنچه او تلاش هاي موذيانه دولت اسرائيل براي پاکسازي نژادي با&amp;nbsp; ناممکن ساختن شرايط زندگي براي مردم مي نامد، را به خوبي درک مي کرد. همبستگي او چنان زيبا و تکان دهنده است که يک سرباز وظيفه اسرائيلي به نام« دني» که براي تماس با او از پيوستن به ارتش خودداري مي کند در نامه اي به او مي نويسد:« کاري که مي کني بسيار خوب است. من از تو بسيار متشکرم.»&lt;BR&gt;آنچه که در تمامي نامه هاي او (کل نامه ها در روزنامه گاردين به چاپ رسيده است) بسيار درخشان است، مقاومت قابل ستايش مردم فلسطين، مردم عادي که در سخت ترين و وحشتناک ترين شرايط گرفتار آمده اند و با وجود رنج و عذاب بسيار همچنان براي بقا تلاش مي کنند، مي باشد. ما اين روزها در باره « راه صلح» پيشنهادي آمريکا مطالب بسياري مي شنويم ودر اين ميان آنچه که کاملا از خاطرمان حذف شده اين واقعيت است که مردم فلسطين هنوز تسليم نشده اند و عليرغم تنبيهات مشترک آمريکا و اسرائيل عليه آنان همچنان دسته جمعي مقاومت مي کنند. اساسا وجود همين واقعيت شگفت انگيز موجب بوجود آمدن طرح هاي متعدد به اصطلاح صلح است والا اعتقاد آمريکا و اسرائيل و يا جامعه بين المللي به اينکه خشونت و کشت و کشتار به دلايل انسان دوستانه بايد قطع شود، انگيزه ارائه اين طرح ها نبوده است.&lt;BR&gt;اگر ما واقعيت مقاومت فلسطين را عليرغم کاستي ها و کمبود هايش در نيابيم، به واقع همه چيز را ناديده گرفته ايم. مسئله فلسطين براي صهيونيست ها همواره مشکلي بزرگ بوده است و کليه برنامه هاي پيشنهادي نه در جهت حل مشکلات بلکه براي کاستن از شدت آنها صورت گرفته است. سياست رسمي اسرائيل- چه آريل شارون کلمه «اشغال» را به کار ببرد يا نه،چه چند برج از کار افتاده بي ثمر را تخليه کند يا نه- همواره بر اساس به رسميت نشناختن واقعيت وجود مردم فلسطين و برابر بودن حقوق انساني آنان با اسرائيلي ها و ضايع شدن بي شرمانه حقوق آنان بوده است.&amp;nbsp; در جايي که تعداد اندکي اسرائيلي متهور در طي ساليان گذشته تلاش کرده اند با اين بخش از تاريخ پنهان اسرائيل برخورد کنند،به نظر مي رسد اکثريت يهوديان ساکن اسرائيل و آمريکا اساسا واقعيت وجود فلسطين را يا نفي مي کنند و يا از برخورد با آن خودداري مي ورزند.&lt;BR&gt;&amp;nbsp;آنچه راشل کوري در طي اقامتش در غزه دريافت، دقيقا همان عمق و شدت تاريخ زندگي مردم فلسطين به عنوان يک ملت و نه مجموعه اي از آوارگان بي حقوق بود. او با اين واقعيت اعلام همبستگي کرد و بايد به خاطر داشته باشيم که اين نوع از همبستگي فقط مختص تعدادي خاص نبوده و در سراسر دنيا هزاران نفر آن را دريافته اند. فلسطين و مبارزات مردم آن&amp;nbsp; نقطه اتحاد بسياري شده است. امروزه کلمه فلسطين عليرغم تبليغات دشمنان آن مترادف است با آزادي و روشنگري.&lt;BR&gt;هر کجا که واقعيات ارائه مي گردند، مردم بلافاصله با مبارزات به حق مردم فلسطين اعلام همبستگي کرده و هدف اين جنبش را به رسميت مي شناسند. امري استثنايي است که مسئله فلسطين يکي از موضوعات اصلي گردهمائي ضد جهاني شدن «پورتو آلگرو» و نشست «داووس» و« عمان» در دو سوي&amp;nbsp; از نظر سياسي کاملا متفاوت دنيا بود. اما در اينجا(آمريکا) وسائل ارتباط جمعي با ارائه اخبار کاملا يک جانبه و يا تحريف کامل آن ، نوعي بي خبري محض ايجاد کرده اند. «سي ان ان» و شبکه هاي وابسته به آن هيچگاه ديوار بلند 25 فوتي با 5 فوت ضخامت و 350 کيلومتر طول را که اسرائيل مشغول ساختن آن است، يا جنايات جنگي، تخريب اغلب بي علت و تحقير، ويران ساختن خانه ها، مزارع و کشتار مردم غير نظامي فلسطين و زندگي روزمره آنان را نشان نمي دهند. پس نبايد تعجب کنيم که اکثر آمريکائي ها نظر خوبي نسبت به اعراب و فلسطيني ها ندارند.&lt;BR&gt;و نهايتا به خاطر داشته باشيد که همه ارگان هاي ارتباط جمعي از چپ ليبرال گرفته تا راست ترين آنها همگي ضد عرب، ضد مسلمان و ضد فلسطيني هستند. فقط ببينيد که وسائل ارتباط جمعي چگونه زمينه را براي جنگ غير قانوني و نا منصفانه در عراق&amp;nbsp; آماده ساخته و از خساراتي که تحريم ها در جامعه عراق ايجاد کرده بودند و يا در باره مخالفت ميليون ها مردم در سراسر دنيا چقدر گزارش دادند. کمتر روزنامه نگاري ، به جز« هلن توماس » ، خواهان پاسخ گويي مقامات دولتي درباره دروغ هايي که در مورد قدرت نظامي عراق و خطر عراق براي آمريکا گفته شد، هستند. همه کساني که آن روزها در بوق تبليغات دولتي مي دميدند، توسط وسايل ارتباط جمعي به فراموشي سپرده شده اند و هيچکس سوالي در باره وضعيت غير قابل بخشش در عراق که توسط آمريکائي ها بوجود آمده، نمي کند . مردم عراق در دوران صدام حسين - و البته من معتقدم او ديکتاتوري جاني بود- حداقل از آب، الکتريسيته ، بهداشت و آموزش برخوردار بودند. امروزه همه اينها از ميان رفته اند. &lt;BR&gt;پس جاي تعجب نيست که حملات وسايل ارتباط جمعي و دولت شرور(آمريکا) به جامعه ، فرهنگ، تاريخ و طرز تفکر اعراب که توسط نويسندگان دست نشانده اي چون «برنارد لوئيس» و« دانيل پايپز» رهبري مي شود و سايه ترس از ضد يهود خوانده شدن در صورت کوچکترين انتقاد از سياست دولت اسرائيل عليه مردم بي دفاع غير نظامي و يا «ضد آمريکائي» ناميده شدن در صورت&amp;nbsp;&amp;nbsp; انتقاد از اشغال غير قانوني عراق ، به همگان باورانده است که اعراب واقعا مردمي نامتمدن و بي لياقت بوده؛ و اعراب به دليل شکست تلاش هاي متعدد براي ايجاد دموکراسي و پيشرفت اقتصادي تنها مردم ابله، عقب مانده و ارتجاعي در دنيا هستند. اينجاست که متانت و تفکر نقادانه تاريخي بايد دست به دست هم دهند تا بتوان واقعيت را از شعار تميز داد. &lt;BR&gt;&amp;nbsp;جامعه فلسطين در سخت ترين شرايط هيچگاه نه کاملا شکست خورده و نه سرخم کرده است. بچه ها همچنان به مدرسه مي روند، دکترها و پرستاران همچنان از بيماران مراقبت مي کنند، زنان و مردان به سر کارهاي خود مي روند، سازمان ها ملاقات هاي خود را برگزار مي کنند و مردم به زندگي ادامه مي دهند و دقيقا همين امر براي «شارون» و ديگر تندروهاي اسرائيلي که مي خواهند فلسطيني ها را يا همگي به زندان بياندازند و يا از کشور بيرون کنند، غير قابل تحمل است. عمليات نظامي هيچگاه پاسخگو نبوده و در آينده هم نخواهد بود. چرا اسرائيلي ها اين مسئله را نمي فهمند؟ &lt;BR&gt;به نظر من کشورهاي عربي را بايد در يک مجموعه و فسلطين را به طور ويژه با روش هاي مقايسه اي به زير ذره بين ببريم، والا نوشتن کتاب هاي سطحي مثل کتاب « لوئيسم به نام «اشتباه در کجا بود» و اظهار نظرهاي جاهلانه« ولفوويتز» در باره آوردن دموکراسي به کشورهاي عرب و مسلمان راه به جايي نمي برند. اعراب هم مثل بقيه مردم جهان، جمعيتي در حال حرکت هستند و مردم در جوامعي واقعي با نقطه نظرات جاري متفاوت زندگي مي کنند و نمي توان آنان را يک جا و بطور يک جانبه زير سقف بنيادگرايي جاي داد. بخصوص با مبارزه مردم فلسطين براي عدالت که هر آزاده خواهي با آن اعلام همبستگي مي کند، نمي توان با انتقادهاي بي پايان و ايجاد دلسردي برخورد کرد. همبستگي مردم در آمريکاي لاتين، آفريقا، اروپا، آسيا و استراليا را بايد به خاطر داشته باشيم. و همواره به ياد داشته باشيم&amp;nbsp; که بسياري زندگي خود را عليرغم سختي ها و دشواري هاي موجود وقف هدف خود کرده اند. &lt;BR&gt;چرا که هدف آنان عادلانه و تحسين آميز بوده و تلاشي است اخلاقي براي دست يابي به تساوي و حقوق بشر.&lt;BR&gt;اکنون مي خواهم در باره عزت و شرف صحبت کنم. کلمه اي که در همه فرهنگ هاي شناخته شده توسط تاريخ دانان، بوم شناسان، جامعه شناسان و انسان شناسان جايگاهي ويژه دارد. در همين جا بايد بگويم که اين نظر که بر خلاف اروپايي ها و آمريکايي ها، فرد جايگاهي در ميان اعراب ندارد و آنان براي زندگي فردي ارزشي قائل نيستند و به هيچ وجه نمي توانند عشق و صميمت را ابراز کنند و يا درکي که در فرهنگ اروپايي وجود دارد و رنسانس، رفرماسيون و عصر روشنگري را به وجود آورد، در ميان آنان جايي ندارد، نژاد پرستانه و مغرضانه است. اين نظرات معيوب و مزخرف توسط« توماس فريدمان» اشاعه شده و متاسفانه برخي روشنفکران عرب نيز پس از 11 سپتامبر آن را به عنوان علامتي دال بر اينکه در جوامع عرب اشکالي وجود دارد و اين فرهنگ به درستي عمل نمي کند و در نتيجه تمايلي خاص به حرکت هاي تروريستي دارد پذيرفته اند.&lt;BR&gt;از اين واقعيت که اکثريت مرگ و مير تحميل شده بر انسان ها درقرن بيستم در اروپا و آمريکا و توسط آنان رخ داده است که بگذريم، پشت سر همه اين خزعبلات در باره تمدن غلط و درست سايه شوم پيامبر دروغين ساموئل هانينگتون افتاده است که بسياري را باورانده که دنيا را مي توان براي ابد به دو بخش رودروي يکديگر يعني به دو بخش متمدن و غير متمدن تقسيم نمود. نظرات او سراپا غلط است. هيچ فرهنگ با تمدني به تنهايي و ايزوله وجود ندارد. هيچکدام نمي تواند فردگرايي و روشنگري را خاص خود بداند؛ و هيچ تمدني بدون اصول اوليه انساني يعني احترام به فرد و جمع، عشق و ارزش براي زندگي و غيره نمي تواند وجود داشته باشد. قبول هر نظري به جز اين نژاد پرستي محض است درست مثل اينکه بگوئيم آفريقائي ها مغز کوچکتري دارند، يا آسيايي ها فقط براي سرويس دهي خوب هستند يا اروپايي ها نژادي برترند. اين شعارهاي هيتلري امروز فقط بر عليه اعراب و مسلمانان سرداده مي شود و ما بايد مجدانه بر عليه آن موضع گيري کنيم.&lt;BR&gt;اصل مطلب در اين است که ميان تجارب فردي و زندگي انسان ها تنوعي بسيار برقرار است و هيچکدام بر ديگري برتري ندارد. به کساني که مي خواهند جامعه عرب را يکسان و غير متمدن و عقب مانده بنامند مي توان تنوع عظيم در ادبيات، سينما، تئاتر، نقاشي، موزيک و فرهنگ عمومي در ميان اعراب از مراکش گرفته تا خليج فارس را خاطر نشان ساخت. مسلما همه اينها نشانه هاي واقعي از پيشرفت هستند. پيشرفت و تمدن را نمي توان در بررسي جدول توليدات صنعتي خلاصه کرد.&lt;BR&gt;نکته مهم ديگري که مي خواهم بدان اشاره کنم، اين است که امروز ميان فرهنگ ها و جوامع ما از يک طرف و عده اندکي که بر آنها حاکم هستند اختلاف بسياري وجود دارد. در طي تاريخ کمتر رخ داده است که تمامي قدرت در دست عده اي شاه، سلطان، ژنرال و پرزيدنت متمرکز شود. بدترين خاصيت اين گروه اين است که آنان تقريبا بدون استثنا نماينده واقعي مردم نيستند. اين امر فقط حاصل نبود دموکراسي نيست. به نظر مي رسد آنان عميقا خود و مردم خود را دست کم مي گيرند و به همين دليل آستانه تحمل شان درباره ديگران پائين آمده و از باز کردن درهاي جوامع خود به روي ديگران و هر نوع تغييري مي ترسند. و بيشتر از همه از اين وحشت دارند که برادر بزرگتر يعني آمريکا را خشمگين سازند. به جاي اينکه شهروندان کشورهاي خود را به عنوان سرچشمه بالقوه ثروت بدانند، آنها را گروهي مقصر که مي خواهند به هر طريقي قدرت را از چنگ شان خارج کنند مي انگارند.&lt;BR&gt;اشتباه واقعي در همين جاست. چگونه است که در طي جنگ نابرابر عليه مردم عراق هيچکدام از دولتمردان عرب اطمينان و شرف براي اعتراض بر عليه اشغال نظامي يکي از مهمترين کشورهاي جامعه عرب را از خود نشان نداد. بسيار عالي است که رژيم ددمنش صدام حسين ديگر وجود ندارد اما چه کسي از آمريکائيان خواسته بود که به عنوان نجات دهنده اعراب وارد عمل شوند؟ چه کسي از آمريکا خواسته بود که زمام دنياي عرب را در دست بگيرد و ظاهرا براي مردم عرب «دموکراسي» را به ارمغان بياورد و آن هم در زماني که وضعيت مدارس، بهداشت و تمامي اقتصاد آمريکا در بدترين شرايط خود از بعد از دوران رکود 1929 است. چرا صداي اعراب بر عليه تجاوز غير قانوني آمريکا که اين همه عذاب و بدبختي و تحقير اعراب را به همراه داشته بلند نشد؟ اين به واقع فروپاشي عظيم روحيه، عزت و همبستگي در ميان خود اعراب است.&lt;BR&gt;آيا حتي يکي از رهبران عرب اين شجاعت را داشته که به بوش که&amp;nbsp; ادعا مي کند از طرف خداوند ماموريت دارد بگويد ما خود مي توانيم با استفاده از سنتها و مذهب مان راهي بيابيم؟ اما هيچ صدايي برنخاست و مردم بيچاره عراق زير چکمه هاي آمريکائي ها له مي شوند و بقيه کشورهاي منطقه در وحشت از اينکه بعد از عراق نوبت آن ها است به سر مي برند. جاي بسي تاسف است که رهبران عرب جاي اعتراض به بوش در تحميل اينهمه مصائب به مردم عراق با آغوش باز و تعظيم از وي استقبال مي کنند. و کسي نمي پرسد حمايت هاي اقتصادي، سياسي و ديپلماتيک براي پايان بخشيدن به اشغال غزه کجاست؟ به جاي اينهمه مداوما به فلسطينيان مي گويند که سرتان را پائين بياندازيد، از خشونت دوري کنيد و خود را در چهارچوب طرح صلح نگاه داريد با اينکه آشکارا شارون هيچ علاقه اي براي صلح ندارد. هيچ کشور عربي به کشيدن ديوار توسط اسرائيل، يا ترورهاي هدف مند، تنبيهات دسته جمعي و غيره اعتراض نمي کند. به جاي آن از تعدادي کليشه مشخص و فورمول هاي کهنه وزارت کشور آمريکا مرتبا مورد استفاده قرار مي گيرد.&lt;BR&gt;آنچه که به نظر من ناتواني اعراب در درک عزت مبارزه مردم فلسطين است&amp;nbsp; را در وضعيت فعلي دولت فلسطين مي توان مشاهده کرد.« ابو مازن » ، فردي بي قدرت و باکمترين پشتوانه حمايت سياسي از طرف مردم خود، توسط عرفات، اسرائيل و آمريکا انتخاب شد؛ دقيقا به اين دليل که او نه استحکام لازم را دارد و نه سازماندهي بزرگ است. دليل انتخاب وي فقط اين بود که او دست راست وفادار عرفات است. او مردي است که خواسته هاي اسرائيل را به جا مي آورد. « ابو مازن » چگونه مي تواند مثل عروسکي کوکي متون نوشته وزارت کشور آمريکا را بخواند و از رنج مردم يهود سخن بگويد و هيچ اشاره اي به مصائب فلسطيني ها نکند؟ او چگونه مي تواند چنين نقش توهين آميز و از قبل تعيين شده اي را براي خود بپذيرد و چگونه مي تواند به عنوان نماينده مردمي که بيش از يک قرن در برابر اسرائيل و آمريکا براي گرفتن حق خود مبارزه کرده اند، عزت خود را فراموش کند؟ رفتار رهبران فلسطين از موافقتنامه اسلو به بعد همين طور بوده و متاسفانه ديگر سران عرب نيز پس از جمال عبدالناصر هيچکدام از مردم خود با احترام و حرمت سخن نگفته اند.&lt;BR&gt;اين خط مشي به آهستگي در حال تغيير است و دوران « ابومازن » ها آهسته آهسته به پايان مي رود و جاي آن را رهبري جديدي مي گيرد. يکي از اميدوار کننده ترين اين جريان ها «ابتکار عمل ملي فسلطين» است. آنها فعالاني برخاسته از ميان مردم هستند و فعاليت هاي خود را محدود به کاغذبازي، باز کردن حساب هاي بانکي و يا تلاش براي جلب توجه روزنامه نگاران نمي کنند. آنها از ميان متخصصين، کارگران، روشنفکران جوان وفعالين، معلمان، دکترها، و کلا و کارمندان که زندگي جامعه با کار خود را همچنان ممکن مي سازند، برمي خيزند و همه روزه در مقابل حملات اسرائيلي ها مقاومت مي کنند.اينان طرفدار دموکراسي واقعي و مشارکت مردم که براي قدرت مداران غير قابل تصور است، مي باشند. براي بيکاران کمک هاي اجتماعي، براي فقرا کمک هاي درماني فراهم کرده و براي نسل جديد فلسطيني ها که بايد واقعيت هاي زندگي امروز را فرا گيرند و نه فقط ارزش هاي والاي گذشته را آموزشي&amp;nbsp; صحيح ارائه مي دهند. براي اجراي چنين برنامه هايي « ابتکار عمل ملي فلسطين» بر اين باور است که پايان بخشيدن به اشغال تنها راه حرکت به جلو است و براي نائل آمدن به اين هدف رهبري متحد و نماينده واقعي مردم بايد بطور آزادانه انتخاب شده و جاي رهبري قديمي، ناکار آمد و فاسد فعلي را بگيرد.&lt;BR&gt;فقط زماني که ما به عنوان عرب يا امريکايي به خود احترام بگذاريم و عدالت و عزت مبارزه امان را درک کنيم مي توانيم دريابيم چرا « راشل کوري » جان خود را از دست داد و دو همراه او« تام هورن دال» و «برايان ايوري » زخمي شدند تا همبستگي خود را با ما اعلام نمايند.&lt;BR&gt;«الاهرام» - ژوئن&amp;nbsp; 2003&lt;BR&gt;برگرفته ازمقاله «عزت و همبستگی» نوشته «ادوارد سعيد» ،چاپ شده در «الاحرام» 26 ژوئن تا 2 جولای 2003&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 02 Aug 2006 05:08:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=rachell&amp;postid=3</comments>
<dc:creator>rachell</dc:creator>
<guid>http://rachell.blogfa.com/post-3.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سخنرانی سيد نی کوری به مناسبت روز مادر</title>
<link>http://rachell.blogfa.com/post-2.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;سخنرانی سيد نی کوری به مناسبت روز مادر&lt;BR&gt;در پارک سيلوستر ، اولميپيا، واشينگتن&lt;BR&gt;11مه 2003&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به همه مادرانی که اينجا هستيد، روز مادر مبارک. اين روز روزی است که بعضی از ما چشم براه آن هستيم تابرای همه آنچه زندگيمان را در راهش صرف کرديم پاداش کوچکی بگيريم و اين به ما يادآوری ميکند واطمينان ميدهد که اعتبار همه جشن تولد های خانواده گی، روز پدر ، و همه روزهای مهم زندگی در خانواده هایمان تاييد شده است. ما شايسته اين روز هستيم . خودمان آن را به دست آورده ايم.&lt;BR&gt;من در زندگيم روزهای مادر نازنينی داشته ام. وقتی کودکانم جوانتر بودند، درتختخواب ميماندم تا آنها بتوانند برايم صبحانه را بياورند که درآن نان تست فرانسوی ( گاهی برشته تر از معمول) و آب پرتقال .&lt;BR&gt;&amp;nbsp;هميشه با محبت ، گاه بادستپاچگی،هميشه تميزچيده شده بود. هدايايی هم بود . کارتهای دست ساز، شعر، نقاشی و دفترچه کوپن . اين آخری عبارت بود از قول ساعتها شستشو و گردگيری، وعده های غذا که قرار بود در روزهای گرفتاری من تهيه شود، و گاهی تعداد غير قابل شمارشی در آغوش گرفتن من. &lt;BR&gt;فکر ميکنم من اين در آغوشها گرفتن ها را بيش از هر چيز برای خودم جمع ميکردم . احتمالا همه کوپن های ديگر ی را که به من هديه داده شده بود مصرف نکردم، ولی در آن روزهای مادر قلب و مغز کودکان من پر از ابتکارهای خلاق ، قابل لمس ( و نه چندان گران) بود برای اينکه به راههای مختلف به من بگويند &quot; مامان ، دوستت دارم&quot; . مطمئن نيستم که آنها حتی حالا بطور کامل و آگاهانه دريافته باشند که بزرگترين هديه آنها به من همانا وجودشان بوده است . &lt;BR&gt;اين روز مادر، البته برای من روز مادر ويژه ای است. وقتی کودکان من بزرگ شدند و ما در سطح کشور پراکنده شديم، در روز مادر من ميتوانستم انتظار داشته باشم هر سه فرزندم در يک روز به من زنگ بزنند. ( برای ای تی اند تی و اسپرينت ، روز مادر بليط برنده است). امسال ، کريس و سارا تلفنی و شخصا به من سر زدند. اما راشل نه ، او در روز 16 مارس ، وقتی تلاش ميکرد از خراب کردن خانه يک فلسطينی در نوار غزه جلوگيری کند، با بولدوزر به قتل رسيد. با وجود اين راشل امروز قويا با من است ، همانطور که مطمئن هستم ديگر مادرانی که فرزندی را از دست داده اند ، امروز آنها را قويا با خود دارند. &lt;BR&gt;يک هفته قبل از مرگ راشل ، مساله روز مادر سال 2003 برای من بطوری ويژه تر از معمول مطرح شده بود ، من در واشينگتن دی سی با ساير زنان برای چالش در برابر جنگی که ميرفت در عراق آغاز شود، جمع شده بوديم. من روز را در &quot;ورک شاپ&quot; گذارنده بودم و با ساير مادران در فکر طرحی بوديم که روز مادر را به ريشه هايش در اين کشور برگردانيم، به جوليا وارد هاو و بيانيه او برای روز مادر صلح ، و شيوه او برای به چالش کشيدن بيدادگری و خشونت در همه جا. &lt;BR&gt;از زمان مرگ راشل ديگران مرا تشويق کرده اند که به قدرت مادر توجه داشته باشم. در يک برنامه گفتگوی تلفنی&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; را ديويی در واشينگتن دی سی ، تنها برنامه تلفنی که ما داشتيم، من اضطراب داشتم ولی با دو تلفن اول از مادران محصلين مدرسه اورگرين که از فرزندانشان ماجرای راشل را شنيده بودند ، آرامش يافتم. بعد صدای مرد مهربانی بود که گفت من دارم&amp;nbsp; با مخاطبان غلط در واشينگتن دی سی صحبت ميکنم ، بجای آنکه با&amp;nbsp; پرزيدنت تماس بگيرم، بايد با لارا و باربارابوش- با مادران جهان تماس بگيرم . من به آن آقای شريف گفتم من به مادران بشدت اعتقاد دارم. به راستی دارم. من با مادران پيوند دارم. من احساس ميکنم چيزی عميق در ميان ما وجود دارد، چيزی که با پا گذاشتن کودک به زندگی ما بوجود ميايد و آگاهی عميق از تقدس آن موجود و در پژواک آن آگاهی عميق به تقدس همه موجودات بشر را در ما بطور ريشه دار ايجاد ميکند. من بر اين باورم که سياستهای اين کشور در جهان و پولی که بر اساس آن صرف ميشود، بايد ارزشهايی را بازتاب دهد که بيشتر مادران ما به آنها باور دارند. يعنی تقدس زندگی هر فرد، ارزش برابر همه موجودات بشر، و تعهد به اينکه عدالت بايد بر اساس قانون بطور برابر شامل همه باشد. &lt;BR&gt;توجه من ، البته به بی عدالتی که در درگيری ايالات متحده-اسرائيل- فلسطين وجود دارد کشيده ميشود. من ميخواستم امروز با شما در باره ساير مادران . مادرهای شجاع فلسطينی و اسرائيلی صحبت کنم . اما به تازگی ازچيزها